تبليغاتX
سجاده ی عشق
سلام بر کوچولو ی من

Hosted by ImageHost.org

آبان ۸۸ شمال ایران

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/10ساعت 10:47 توسط موسی غندی |

بهشت و جهنم

 روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: "تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/10ساعت 9:35 توسط موسی غندی |

گويند روزي شيطان وسايل و ابزار كار خود را حراج كرده بود چرا كه از شغل خود خسته شده بود. ابزاري بسيار لوكس و زيبا چون شهوت، غرور، دروغ، خيانت و غيره.

 

در ميان تمام اين ابزار و وسايل جنسي بود كه از همه كهنه تر و گرانبهاتر بود. از شيطان پرسيدند كه اين چيست كه با وجودي كه بسيار كهنه است اينقدر گرانقيمت و گرانبها است؟ پاسخ شيطان به قدري زيبا و خردمندانه بود كه من شك كردم كه اين موجود آيا شيطان است يا خودِ خودِ فرشته.

 

شيطان گفت: «اين نااميدي، يأس و بي تفاوتي است. زماني كه هيچ يك از ابزارم در برخورد با بنده اي كارآيي نداشت و بدرد نخور به نظر رسيد، از اين ابزار استفاده مي كنم. دليل اينكه بسيار كهنه است اين است كه براي همه انسانها مورد استفاده قرار گرفته است و دليل اينكه بسيار گران است اين است كه بسيار خوب كار مي كند و خوب جواب مي دهد.

لطفا در وبلاگ درج گرد

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 11:33 توسط موسی غندی |

 

بهتر از این نمی شود....!
جری از جمله آدمهایی است که با دیدنش شیفته اش خواهید شد. او همیشه در بهترین حالت روحی قرار دادرد و همیشه انرژی مثبت در گفته هایش به مخاطب انتقال داده می شود. اگر کسی از او حالش را جویا شود قطعاً در پاسخ خواهید شنید که« بهتر از این نمیشه...!»
او مدیر منحصر به فرد یک رستوران با چندین کارمند است. کارمندهای جری بواسطه طرز فکر و نگرشش به زندگی،
عاشقانه برایش کار می کنند. جری همواره به کارمندانش یاد می دهد که چگونه جوانب مثبت شرایط حادث شده را ببینند.
با دیدن این نوع شیوه مدیریت ترغیب شدم که چگونگی مثبت اندیشی را از جری سوال کنم. وی در پاسخ گفت: « هر روز صبح که از خواب بلند می شوم به خودم می گویم، جری تو امروز دو انتخاب داری. می توانی در بدترین یا بهترین حالت باشی . اما من بهترین حالت را انتخاب می کنم . اگر یک روز واقعه بدی رخ دهد، بجای آنکه زانوی غم بغل کنم ترجیح می دهم از آن درس بگیرم» . من با کمال ناباوری تعجب خودم را از این طرز تفکر بیان کردم و به جری گفتم : « تو درست می گویی، اما به این سادگی ها هم نیست».
جری در پاسخ گفت: چرا خیلی هم راحت هست . در تمام زندگی ما حق انتــخاب داریم. وقتی ما در شاهراهی قدم می گذاریم و در مقابل چندین راه داریم، این ما هستیم که مسیر انتخاب می کنیم. در مواجه شدن با مردم نیز این ما هستیم که اجازه می دهیم چگونه روحیه مان شکل گیرد، مثبت یا منفی.
آنروز از جری خداحافظی کردم و سعی کردم که با توجه به گفته های او کسب و کار جدیدی را آغاز کنم. از آنروز ارتباط من با جری تقریباً قطع شد . چندین سال بعد شنیدم که انفاق بدی برای جری در رستورانش حادث شده است، یکروز چند مرد مسلح از درب پشتی رستوران وارد شده و جری را تهدید می کنند که تمامی موجودی صندوق را به آنها بدهد. جری آنروز از روی ترس واکنشی نشان می دهد که سارقین با تصور آنکه می خواهد حمله کند به سویش شلیک کرده و متواری می شوند.
بعد از 18 ساعت عمل جراحی و هفته ها مراقبت شدید، جری از بیمارستان ترخیص شده و با رایحه باروت ناشی از گلوله ها که در بدنش بود در محل کارش حاضر می شود.
تقریباً شش ماه بعد از آن حادثه وقتی جری را دیدم از او جویای حالش شدم که در جواب گفت: « بهتر از این نمیشه....» . او در ادامه چگونگی حادثه را برایم تشریح کرد. گفت:« ... وقتی تیر خوردم و روی زمین افتادم یادم آمد که دو راه بیشتر ندارم یا باید مرگ را انتخاب کنم یا زندگی را ... وقتی وارد اتاق عمل شدم در چهره جراحان و پرستاران نا امیدی موج می زد و احساس کردم که آنها تقریباً مرا به چشم یک مرده می بینند.
وقتیکه پرستار با صدای بلند از من سوال کرد آیا به دارویی یا چیزی حساسیت دارم. به سختی پاسخ دادم که بله.
وقتی دکترها و پرستارها با چشمان خیره شده منتظر ادامه پاسخ من شدند نفس عمیقی کشیدم و گفتم به گلوله حساسیت دارم! و در میان خنده آنها ادامه دادم من بین مرگ و زندگی، زندگی را انتخاب می کنم . طوری مرا عمل کنید که من زنده ام و نه یک مرده.
این گفته من به دکترها و پرستارها نیروی مضاعفی بخشید و باعث شد که عمل موفقیت آمیزی را پشت سر بگذارم .
در آنروز از این درس گرفتم که اگر می خواهید از زندگی نهایت لذت را ببریم باید طرز فکر و نگرش خوبی داشته باشیم.
هدف از بیان این داستان این بود که بدانید در زندگی همواره دو راه پیش روی ما قرار دارد: یا باید زانوی غم بغل کینم و لحظات را با غم و اندوه سپری کنیم و یا اینکه از هر لحظه ای لذت برده و در حالیکه نهایت تلاشمان را بکار می گیریم همواره لبخند بزنیم .
چیزهای خوب نصیب کسانی می شوند که سخت می کوشند و چیزهایی عالی همواره نصیب کسانی می شود که هرگز تسلیم نمی شوند و مثبت می اندیشند

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/19ساعت 6:2 توسط موسی غندی |

خدا را بر آن بنده بخشايش است

كه خلق از وجودش در آسايش است

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/07ساعت 16:47 توسط موسی غندی |

باید امروز

برای خنده های دیروز

بهانه ی فردایی داشته باشم

ساکن قبیله ی صبر....

رمضان ما را هم دعا کنید

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/02ساعت 9:50 توسط موسی غندی |

 
 
 
كساني خوشبخت هستند كه فكر و انديشه شان
 بسوي چيزي غير از خوشبختي خودشان است.
 
                                                                                                  استوارت ميل
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/02ساعت 9:42 توسط موسی غندی |

اللهم ان لم تکن غفرت لنا من شعبان فالغفر لنا فی ما بقی منه


+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/25ساعت 7:42 توسط موسی غندی |

از نسل سومم

ساکن شهر منتظران ظهور

شعری گرمتر از خورشید

با ترانه ی آزادی

میان رقص فرشته ها

گفت با چه شوکتی

آقا آمد.

چه زیبا ست نسیم محبت

چه زیباتر نگاه آرمان عاشقانه:

همه از توست شمایل

 

شود آیا بدهم جای به غیر از تو در این دل

شب تاری که نشستم به امیدت لب ساحل

 

چِقدر منتظرت چشم به در من بنشینم

که بیایی بفرستم به طوافت دل سائل

 

سر وجانم به فدایت چه شود گر بپذیری

سروجانی که ندارم همه از توست شمایل

 

در میخانه خزیدم برسم سوی تو، حاشا

ره ِ میخانه نهایت نرسد سوی تو باطل

 

سر لبها بنشانم گل چشمت دم  پیری

دم آخر که به در زد همه عمرم غم ِ قاتل

 

شب و روزم همه از هجر رخت هست غم انگیز

دل غندی ندهد بوسه به تن ها دل غافل

 

 

*********

خفتم لائم

 

دیده ی پاک دهد اشک به هجرت دائم

کلبه ی عشق به غیر از تو ندارد حاکم

 

سائلِ قاتلِ نَفسم نظری کن زیرا

سینه ی من ندهد جابه کسی جز قائم 

 

بوسه ی چشم مرا بر رخ خود جاری کن

عقده ی دل به که گویم  همه دلها ظالم

 

دیده ی دل لب ِسرچشمه ی خورشید نشست

قطره ی اشک به غیر از تو ندادم ! نادم

 

آتش کینه ی دل خانه خرابم می کرد

آن شبِ تار که من ، غافل خفتم لائم

 

تحفه ی عمر خرابم ، دمِ آخر گویم

سینه ی خاک نشستید شرابی لازم

 

مسجد ومیکده غندی نشود محرم راز

منزل ِمحرمِ اسرار، فقط دل صائم

 

 

میلاد میمومن حضرت قائم مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12ساعت 8:35 توسط موسی غندی |


این هم یه تفریح

به پشه ميگن چرا زمستونا پيداتون نيست؟!؟؟؟!

ميگه:نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه



فحش ... : 1_از جلو چشمام خفه شو

2_

فکر کردی فقط خودت خری

3_

کسی با تو زر نزد

4_

صداتو واسه من داد نزن





یارو يه پليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه:ميبينم كه 109 نفر شدين



یارو به دیواره اتاقش عکس یه گور خر زده بوده یه روز دوستش بهش میگه این
عکس کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس داداشمه موقعی که تو یوونتوس بازی
میکرد



یارو يه ماشين مي خره که فرمونش سمت راست بوده بهش ميگن ماشينت چطوره ؟
ميگه خوبه فقط نمي دونم چرا هر وقت تف ميندازم مي افته روي زنم



به یارو مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون .
. . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل



یارو راديو گوش مي داد راديو مي گه خيابون انقلاب به امام حسين بسته است.
ترکه مي گه خوب بابا چرا قسم مي خوري حالا؟



يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش
ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک
ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک
ميترکه ترکه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم... بادکنک ميترکه

.



یارو ميره نماز جمعه هي شعار برعليه امريکا ميدن جو ميگيرتش ميره ميکروفن
رو ميگيره ميگه : خواهرا بيزحمت هفته ديگه نياين ميخوايم فحش ناموس بديم



یارو زنگ مي زنن قم مي گن: يه امام جمعه برامون بفرستيد. قمي ها مي گن:
امام جمعه قبلي چي شد؟ ... مي گن: اونو كشتيم امام زاده درست كرديم



... ميره جوراب فروشي ميگه اقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه: مردونه ؟
... دست ميده ميگه: مردونه



به ... ميگن اگر حالت تهوع بهت دست بده چيكار ميكني ؟ ميگه : من بهش دست نميدم



... تو جزيره آدمخوارها گير مي افته.. ميگه خدايا! حالا چه طور ثابت كنم
آدم نيستم؟



... ميره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه
لوازم يدكي گوسفند دارم

!



به ... میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده

!!



به ... ميگن از چه گلي خوشت مياد...ميگه اقاقيا...ميگن هميني روكه گفتي
بنويس.....ميگه غلط كردم رز

یارو میره خارج. میگن : اسمت چیه ؟

میگه

: SUN OF GOD BETWEEN TWO WATER OF ORIGINAL

میگن : یعنی چی ؟ میگه : شمس الله میاندوآبی اصل





یه روز یه... میره بالای درخت چنار.بهش میگن داری چه کار می کنی.میگه
دارم توت می خورم.میگن اینکه درخت چناره میگه توت تو جیبمه

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 8:27 توسط موسی غندی |

 

عید تان مبارک

درود بر تو ای رسول خدا درود بر تو ای پيغمبر خدا درود بر تو ای محمد بن عبدالله
درود بر تو ای خاتم پيغمبران گواهم که تو رساندی رسالت را و بپا داشتی نماز را
و عطا کردی زکات را و امر به معروف و نهی از منکر کردی و پرستيدی خدا را خالص
و با اخلاص تا يقين به تو رسيد درودهای خدا بر تو و رحمت او و بر اهل و خاندان پاکت
گواهم به اينکه نيست معبودی جز خدا يگانه و بي شريک هستی و گواهم که محمد بنده
و رسول خدا و گواهم که تو فرستاده خدايی و تو محمد بن عبدالله و گواهم که تو حق
رساندی رسالت های پروردگارت را و نصيحت کردی برای امتت و جهاد کردی در راه
خدا و پرستيدی خدا را تا رسيدی به يقين از روی حکمت و پند نيک و ادا کردی آنچه
برای توست از حق و تويی مهربان به مؤمنان و سخت گير بر کافران برساند خدا تو را
به بهترين شرافت مقام مکرمان حمد خدا را که ما را بوسيله تو از شرک و گمراهی
نجات داد خدايا پس قرار بده صلوات خودت و درودهای فرشتگان مقربين خودت و
پيامبران مرسلت و بندگان شايسته ات را و اهل آسمانها و زمين ها و هر که تسبيح تو
کند ای پروردگار جهانيان از اولين و آخرين بر محمد بنده تو و رسول تو و پيغمبرت
و امينت و همرازت و دوستت و برگزيده ات و مخصوصت و ويژه ات و بهتر از خلقت
خدايا بده به او درجه بلند و بياور برايش وسيله از بهشت و برانگيز او را به
مقام پسنديده ای که رشک برند بر او اولين و آخرين خدايا تو فرمودی که اگر آنها
وقتی به خود ستم مي کردند مي آمدند نزد تو و آمرزش مي خواستند از خدا و طلب
آمرزش مي کردند برای آنها رسول مي فهميدند که خدا بسيار توبه پذير و مهربان است و
من نزد تو آمدم آمرزش جو توبه کار از گناهانم و من به تو رو آوردم به خدای
پروردگارم و پروردگارت تا بيامرزد گناهان مرا
مي خواهم از خدا که برگزيد تو را و اختيار کرد تو را و راهنمايی کرد تو را و
رهنمود کرد تو را که رحمت فرستد بر تو براستی خدا و فرشتگانش رحمت خواهند
برای پيغمبر ای کسانيکه ايمان آورده ايد رحمت خواهيد بر او و درود فراوان فرستيد

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 13:35 توسط موسی غندی |

 

بیچاره وار

 میان تلاطم نگاه های سرد

پرواز امواج مرده را

تا بی کران خستگی ها

تقدیم می کنم

به الاغ های میمون صفت .

تکیه می زنم

بر سایه های خیال

شاید از شعله ی شمع

بشنوم صدای سرد

در اوج فرار

که من آنم...همان ....

منتظر باش که من

کودک پا پتی ی دیروزم

و در امروز

خدا می داند...

شهادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام را به همه عاشقانش تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در شنبه 1388/04/27ساعت 15:18 توسط موسی غندی |

 

نمرات پایان ترم مبانی مردم شناسی از دوازده

 

۱- مهناز غلامی ۷

۲- سمیه کناری ۹

۳- زهرا منوچهری ۹

۴- محمد هادی باقری ۵/ ۱۱

۵- امین خلیفه ۷۵ / ۷

۶- فاطمه پالیزان ۱۱

۷- سهیلا داور پناه ۷۵ /  ۸

۸- عبدالرضا نجفی ۲۵/ ۳

۹- ثریا خنجر سیم ۵

۱۰- حسین لطیفی  ۲۵/ ۴

۱۱- محمد هاشم فریدونی ۶

۱۲- مریم ایوبی ۲۵ / ۳

۱۳- فرحناز زارع  ۲۵ / ۳

۱۴- علیرضا فریدونی ۵/ ۵

۱۵- طاهره راستی ۵ / ۸

۱۶- امید عزیزی ۷

۱۷ - محمد حسین فرهادی ۵

۱۸- نوشین خسروی نیا ۲۵/ ۷

 

 میلاد مولود کعبه مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/14ساعت 10:29 توسط موسی غندی |

متن نامه ی امام را برای آگاهی عده ای ... آورده ام.

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياری خداوند و با سلام و صلوات به انبيا بزرگوار الهی و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين، حال كه مسوولين نظامی ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌‏باشند، صريحا اعتراف مي‌‏كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌‏ها هيچ پيروزی به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسوولين دلسوز نظامی و سياسی نظام جمهوری اسلامی از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌‏داند و با قاطعيت می گويند كه يك دهم سلاح‌‏هايی را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارنده‌‏اند، به هيچ وجه و با هيچ قيمتی نمي‌‏شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكی از دهها گزارش نظامی سياسی است كه بعد از شكست‌‏های اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشينی فرمانده كل نيروهای مسلح, فرمانده سپاه يكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌‏باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌‏های شيميايی و نبود وسائل خنثي‌‏كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌‏نمايم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 67/4/2 نگاشته است، اشاره مي‌‏شود.

فرمانده مزبور نوشته است؛ تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزی نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست مي‌‏آوريم قدرت عمليات انهدامی و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما دارای 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپيمای جنگی و 300 هلي‌‏كوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاحهای ليزر و اتم كه از ضرورت‌‏های جنگ در آن موقع است داشته باشيم، مي‌‏توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندی داشته باشيم.

وی مي‌‏گويد؛ قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند.

او آورده است؛ البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود و اين فرمانده مهم‌‏ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته و آورده است كه بعيد به نظر مي‌‏رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتواند به تعهد خود عمل كنند، البته با ذكر اين مطالب مي‌‏گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاری بيش نيست. نخست وزير از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زيرصفر اعلام كرده‌‏اند، مسوولين جنگ مي‌‏گويند تنها سلاح‌‏هايی را كه در شكست‌‏های اخير از دست داده‌‏ايم به اندازه تمام بودجه‌‏ای است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسوولين سياسی مي‌‏گويند از آنجا كه مردم فهميده‌‏اند پيروزی سريعی به دست نمي‌‏آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌‏دانيد كه اين تصميم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صيانت از دين او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشيم خرج مي‌‏كنم، خداوندا!  ما برای دين تو قيام كرديم و برای دين تو جنگيديم و برای حفظ دين تو آتش‌‏بس را قبول مي‌‏كنيم.

خداوندا تو خود شاهدی كه ما لحظه‌‏ای با آمريكا و شوروی و تمامی قدرت‌‏های جهان سر سازش نداريم و سازش با ابرقدرت‌‏ها و قدرت‌‏ها را پشت كردن به اصول اسلامی خود مي‌‏دانيم.  خداوندا! در جهان شرك و كفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حيله و دورويی ما غريبيم، تو خود ياريمان كن.

خداوندا! در هميشه تاريخ وقتی انبيا و اوليا و علما تصميم گرفته‌‏اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌‏ای كه دور از فساد و تباهی تشكيل دهند، با مخالفت‌‏های ابوجهل‌‏ها و ابوسفيان‌‏های زمان خود مواجه شده‌‏اند.

خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی كرديم، غير از تو هيچ كس را نداريم. ما را برای اجرای فرامين و قوانين خود ياری فرما.

خداوندا!  از تو مي‌‏خواهم تا هرچه زودتر شهادت را نصيبم فرمائی. گفتم جلسه‌‏ای تشكيل گردد، آتش بس را به مردم تفهيم نمايند، مواظب باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌‏گويم بايد تمام هم‌‏تان در توجيه اين كار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عكس‌‏العمل مي‌‏شود. شما مي‌‏دانيد كه مسوولين رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌‏مان چنين تصميمی گرفته‌‏اند، خدا را در نظر بگيريد و هرچه اتفاق مي‌‏افتد ازدوست بدانيد.والسلام علينا و علی عبادالله الصالحين.

روح‌‏الله الموسوی الخميني

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 15:24 توسط موسی غندی |

گاهی سکوت از هزاران فریاد کاراتر است.

برای ماه رجب آماده باشیم

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت 11:0 توسط موسی غندی |

دوباره می گویم

دست هایم خالیست

مثل قلبم از کینه

هی نگو من را

مثل چشمانت

دوست می داری

من نمی توانم گفت

موج عشق تو

بهر من کافیست

مردم از این همه دروغ

اگر آبی دروغ است

آسمان من آبی است

اگر قرمز

مرا با رنگ چه کار

قصه ی عشق چه غمگین است

مثل گریه بابا

در فراق

گل ها یش

هی غم و هی غم

هی ناله و ماتم

از دست چشمانم....

آخرش این جمله می آید

بابا آب داد

 همان که روز اول آمد

مثل پرواز یک رویا

بر فراز دریا ها

و دیگر هیچنقابخموش

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 11:33 توسط موسی غندی |

گفتم که پستند

همان ها

همان ها که در خیال خام خویش

خرمن خیمه های خونین خیابان های خرمشهر را

به خون خواهی از

کرامت کریم کربلای کبیر - حسین بن علی (علیه السلام)

کرکس وار بر لاشه بنشینند

اما

هنوز هم زیباست و زیباتر

فوج فوج رقص عاشق

میان گل های سرخ

با کرامت آیه ی ایثار

تقدیم به شهید صیاد شیرازی

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/01/25ساعت 12:42 توسط موسی غندی |

سلام و عرض ارادتی سبز بر دوستان همیشه بهاری

از تمام عزیزانی که به شیوه های مختلف ( پیام کوتاه تلفن همراه - ایمیل - نمابر و تماس تلفنی ) تبریک ایام عید نوروز را داشتند صمیمانه تشکر می کنم .

یاران به خدا که بی و فائی نکنید...

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/15ساعت 9:15 توسط موسی غندی |

حال كه قافله ي بهار از راه رسيده،

ميان آهنگ آبشاران

 نسيم محبت صله ارحام مي وزد

در ساحل درياي ديد و بازديد ها

زورقي از سلام

سلامي سبز

 از بهار پيامبر عاطفه تا صداقت محبت نوروز تقديم شما.

 

دوست ارجمند

 

اينك كه زير لواي نوراني هفدهم ربيع الاول قدم در عيد نوروز      مي نهيم ، بر خود فرض دانستم تا در بي كران الطاف الهي  به بهانه ي اين ايام، براي جناب عالي و خانواده  محترم آرزوي توفيق ، بهروزي و سالي سرشار از سر سبزي و اميد  داشته باشم.

 

                                                            موسي غندي

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27ساعت 15:20 توسط موسی غندی |


یادمه یازدهم فرودین امسال

اول میلاد میمون رسول اکرم (ص) پیامبر محبت و عاطفه را به شما تبریک می گویم .

آره یاز دهم فروردین امسال که برای تعطیلات در منطقه حضور داشتم جوانان فعال فرهنگی شهرستان جلسه ای با نماینده منتخب (جناب حجت الاسلام بزرگواری ) برگزار نمودند و از حقیر هم برای شرکت در جلسه دعوت کردند .

جلسه ی خوبی بود حاضرین خوش ذوق جلسه ابتدا به این نماینده تبریک گفتند سپس هر کدام با توجه به تخصص خود پیشنهاداتی را برای بهبود امور شهرستان ارائه کردند که بعضی از این پیشنهادات واقعا تخصصی و کارشناسانه بود ....

نوبیت من که شد ابتدا به این نماینده محترم تسلیت گفتم چون مطمئن بودم یک نماینده هرقدر هم فعال باشد نمی تواند دین خود را نسبت به مردم واقعا محروم این شهرستان ادا کند . دو درخواست از ایشان داشتم :

الف: دنبال لست اموات برای مراسم ختم و فاتحه خوانی نباش (هرچند ثواب دارد و مستحب ولی واجب تر رسیدگی به مشکلات بسیار زیاد این مردم است) اگر قرار باشد مشکلات مرده ها با یک فاتحه شما حل شود از دور هم قبول است .

ب: برای حل مشکل اشتغال و اقتصاد مردم منطقه تنها کافی است سی کیلومتر لوله کشی و وهدایت آب رودخانه مارون به صحراهای روستاهای اطراف سوق - سوق - دهدشت و چرام انجام پذیرد آن وقت خواهیم دید چگونه این منطقه آباد و سرسبز می شود و این همه مهاجر فرست متخصص نخواهیم بود و حتی منطقه ای مهاجر پذیر و توریستی خواهیم داشت (سی سخ) ...

شرح تصوير

1- اوضاع و شرايط هميشه آنگونه كه پيش بيني مي كنيم اتفاق نمي افتند.

2- سيستم هاي زنده داراي ابعاد و پيچيدگي هايي هستند كه همه آنها را نمي شناسيم يا نمي توانيم با دانش و ابزار در دست آنها را تحليل كنيم. هر چه سيستم پيچيده تر باشد اين نارسائي بيشتر بروز مي كند.

3- اجزاء يك سيستم پيچيده (مثلاً انسان در سازمان) ممكن است رفتارهاي متفاوتي داشته باشند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 9:
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/21ساعت 9:22 توسط موسی غندی |

... بر بی کران های سکوت

صدای عشق

 شقایق های مرده را

در پنجره ی خشک امید بدرقه کرد

یاد دارم گفتی

از ما گنه و از تو شفاعت.

خدایا از تو به تو پناه می برم. 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/19ساعت 15:21 توسط موسی غندی |

 شهادت حضرت ثامن الحجج علیه آلاف التحیه و الثناء را به همه ی عزیزان تسلیت می گویم.

 

 

مامان ميگه شب شده وقت خوابه

بچه ي خوب الان تو رختخوابه

مي شينه باز کنارم عاشقونه

کتاب داستانو برام مي خونه

مي شينه با يه استکان چايي

قصه ميگه برام چه قصه هايي

قصه ي امشبش چقد قشنگه

آب مي کنه هرد لي رو که سنگه

قصه اي از بخت بد يه اهو

که تشنه بود اومده بود لب جو

آروم اومد نشست کنار برکه

تا بخوره از آب اون يه چکه

حيووني از يه بچه ساده تر بود

از تله ها حسابي بي خبر بود

يه قطره آب خورد و دمي تکون داد

غافل که افتاده تو دام صياد

نمي تونس که داد و فرياد کنه

يا خودشو از تله آزاد کنه

ديگه خودش فهميده بود که ديره

فهميد ه بود قرار که بميره

نه حتي يک نفس براش مونده بود

نه راه پيش و پس براش مونده بود

نشس ميون دام و هي دعا کرد

دلش شکست رو به امام رضا (ع) کرد

گفت آقا جون من چن تا بچه دارم

اگه بميرم پيش کي بذارم

چشم اونا به انتظار منه

عشق اونا دار و ندار منه

اگه کرم کني به آه سردم

ميرم ولي دوباره برمي گردم ...

درد دلش تموم نشد که ديدش

فرشته ي نجاتشم رسيدش

حاجت اون دل شکسته رو داد

ضامن آهو شد پيش صياد

آهوي قصه رفت با ناز و اداش

اومد ولي تنها نه !... با بچه هاش

ورد لبش فقط شکر خدا بود

جونشو مديون امام رضا (ع) بود

قصه تموم شد ديگه وقت خوابه

اما دلم مونده تو اين کتابه

هنوز تو قلبم يه چيزايي مونده

که مادرم توي کتاب نخونده

مي خوام که تو دلم نمونه حرفام

با قلب کوچيکم بگم به اقام

امام رضا (ع)! منم يه آهو دارم

شبا هميشه مي خوابه کنارم

عروسک قشنگيه آقا جون !

خوشگل و رنگي رنگيه اقا جون !

فکر مي کنم قلب اونم مي زنه

اونم دلش يه وقتايي مي شکنه ...

ميخوام بهت نشون بد م باهوشم !

شبيه صيادا لباس مي پوشم

براي آهو يه تله مي ذارم

تا توي اون تله گيرش بيارم

شايد دلش شکست تو رو صدا کرد

اونم نشس رو به امام رضا (ع) کرد !

اون وقت اگه بياي تو رو مي بينم

تا آرزوم نمونه توي سينم

دوست دارم قدر تموم دنيا

مي بينمت شبا تو خواب و رويا

مامان مي گه شب شد ه وقت خوابه

بچه ي خوب الان توي رختخوابه

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/07ساعت 14:22 توسط موسی غندی |

وقتی ناقوس های قبیله قبر صدا زدند

مردان مرده ی مراب های مراد

آمدند

میان همان اهالی هلهله های هیولای خاموش

تا با مداد رنگی هایم بگویم

دیگر از میان دیپلمات های خسته

در کلبه کوچک

با مادر بزرگ نابینا درد دل نخواهم کرد.

ایجا توربین های بخارند

که با باد کار می کنند

امروز دل و دست و پا شکسته ها

خیل لب تاپ های ویروسی اند

و افسوس ....

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/20ساعت 10:57 توسط موسی غندی |

 

خدا روزي ده همه پرندگان است، اما روزي آنها را به داخل لانه نمي ريزد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/16ساعت 10:28 توسط موسی غندی |

نمرات درس مبانی مردم شناسی

نمره نهایی

 

نامداری - ۱۳

کریمی - ۱۷

رضائی صفیه ۲۰

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 11:43 توسط موسی غندی |

نمرات درس اصول و مبانی ارتباطات در توسعه فرهنگی

پایان ترم - نمره از ۸

بردبار-۷

پیلتن- ۷

جامعیان ۵

چراغی - ۷

رخ فروز - ۵

رضایی -۶

زاهد - ۵

سبکبار - ۶

سکوت دوست ۵

سیدان ۶

سیمکانی ۶

غیوری ۴

کاظمی ۶

میزایی خواه ۶

عباسی غ

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 11:40 توسط موسی غندی |

نمرات درس اصول روابط عمومی

پایان ترم از ۱۸

امجاری ۱۵

بافهم ۱۱

بانشی۱۳

براتی۸

خورشیدی۸

خوشدل۱۰

ربیعی۹

رضائی راد۱۸

رضائی ۱۱

سعیدی راد۱۵

شعائی۱۱

شفیعی۱۳

شمس الدینی ۱۰

فرزانه۱۱

فرقدان ۹

قربانی۱۶

قوامی ۱۳

کریمی۱۲

مخلصی ۱۶

موسوی۷

نامداری۱۲

هاشمی۹

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 11:34 توسط موسی غندی |

نمرات درس توسعه و برنامه ریزی فرهنگی - نمره نهائی

اعتراض روز چهارشنبه ۹ بهمن ساعت ۱۵

بردبار-۲۰

پیلتن- ۲۰

جامعیان ۱۷

چراغی - ۱۸

رخ فروز - ۱۷

رضایی -۱۷

زاهد - ۱۸

سبکبار - ۲۰

سکوت دوست ۱۸

سیدان ۱۵

سیمکانی ۱۹

غیوری ۱۸

کاظمی ۱۸

میزایی خواه ۱۸

عباسی ۱۶

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 11:28 توسط موسی غندی |

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

حریم حرمت محرم آخر مرا محرم می کند...

یا ابا عبدالله الحسین

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/22ساعت 12:47 توسط موسی غندی |

شعله ی یک شمع با افروختن شمع دیگر خاموش نمی شود .

هرچند ما گرفتار مدیریت خرچنگی هستیم

لیک آگاه باشیم که

خوشبختی یک سفر است نه یک مقصد

پس امروز هم در سفریم

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/09/18ساعت 10:9 توسط موسی غندی |