اخلاق اسلام
روحیه ی سرمایه داری
و توسعه
موسی غندی
فهرست :
پیشگفتار ........................................................................
مقدمه .............................................................................
فصل اول : کلیات
تعریف توسعه
اخلاق اسلام
فصل دوم : اخلاق پروتستان و روحیه ی سرمایه داری
فصل سوم :اخلاق عملی اسلام
1 : توسعه اقتصادی
1 - 1 پس انداز
1- 2 افزایش سرمایه –وام – قرض
1-3 کار و اشتغال
1-4 خمس
2: توسعه ی اجتماعی
2- 1 حقوق بشر
2- 2 دموکراسی
3: توسعه ی فرهنگی ....................
طرحی زده تبسم تلخش را از منتهی الیه دو چشم شور
این زن همان زن است – زن عصیان – این شب همان شب است – شب انگور –
می بوسد و برای چه می خندد؟ پیشانی ملیح ستایش ها !
ماه کنشت و دیر !مساء الخیر ، یا ثامن البدور ! صباح النور
در هم شکسته سکر خراسان را رقصی که لهجه ی عربی دارد
کل می زند برای تو ملک طوس نی می زند برای تو نیشابور
اینک تویی که آن سوی این ایوان لب بسته ای و رنگ نمی ریزی
طرحی بزن که گوش شیاطین کر ، پلکی که چشم شور خدایان کور
طرحی بزن که گوش شیاطین ... نه ، شیطان نه ، زن نه ، زن خبر تلخی است
کاین زن همان زن است – زن عصیان – وین شب همان شب است – شب انگور –
سید سلمان علوی
امشب از آیینه ها آواز یا هو می وزد
دارد از حیرانی چشمت هیاهو می وزد
پلک واکن هر چه می خواهم تماشایت کنم
در نگاه تند چشمان تو آهو می وزد
باز گرداگرد ایوان تو پرپر می زنم
باز هم از چار سوی عرش هوهو می وزد
من هم آوازتو احساس غریبی می کنم
ای که از دلتنگی ات عطر پرستو می وزد
باد می رقصد میان نقش گنبدهای تو
از تن گلدسته ها انگار شب بو می وزد
شعر من مثل غزالان پریشان شما
در نسیم خانه ات این سو و آن سو می وزد
شهاب شهابی
کجا ؟ کجا ؟ ... چه شتابی ست در پرستو ها !
کدام سمت افق می دوند آهو ها ؟
در این سکوت معطر ، در این هوای غریب
چقدر عاطفه باریده روی شب بوها !
پیاله های نیاز آب می شوند از شوق
به یمن معجزه ؛ بی سحر ها و جادوها
برای چنگ زدن لای گیسوی خورشید
گره نمی خورد این شانه ها به بازوها
ضریح شعله ور چشمهای ملتهب است
در ازدحام فروزان این هیاهوها
مسافران سراسیمه می رسند از راه
کبوترانه ، غریبانه ، از فراسوها
که ابرهای اجابت بهانه ها دارند
زمان تکیه ی سرها به بغض زانوها !
پروانه نجاتی
اين آفتاب شرقي بي کسوف را
اي ماه سجده آر و بسوزان خسوف را
((لا تقربواالصلوه)) بخوان و به هم بزن
اين مستي بهم زده نظم صفوف را
نقاره ها به رقص کشاند اهل زهد را
شاعر نمود و صف تو صد فيلسوف را
مي ترسم از صفاي حرم با خبر شود
حاجي و نيمه کاره گذارد وقوف را
اين واژه ها کم اند براي سرودنت
بايد خودم بچينم از اول حروف را
روح القدس بيا بنشين شاعري کنيم
خورشيد چشمهاي امام رئوف را
محمد مهدی سیار
نقاره ها زشوق تو دارند گفت و گو
پیچیده در رواق سحر ، عطر سبز هو
از خویش می شوند رها فوج کفتران
در سایه سار این همه سیمرغ آرزو
در آستان قدسی ات ای قبله گاه مهر
هستند لحظه های حرم ، دائم الوضو
بنگر غریب خسته ی حیرت نصیب را
در ازدحام آینه ها ، غرق جست وجو
این سایه ی مکدر و درمانده آمده ست
از خاک درگه تو کند کسب آبرو
دل را دخیل بسته به لبخند روشنت
واکن گره زبغض فروخفته در گلو
مثل همیشه چشم به راه نگاه توست
این زائر نشسته در ایوان روبرو
حسن یعقوبی
قطار آمد و اندوه من کبوتر شد
هزار خاطره در ایستگاه پرپر شد
کدام کوپه ، من و شیشه ها گریسته ایم ؟
که ریل ها همه تا مقصد شما تر شد
گریستیم من و کوپه آنقدر تا صبح
قطار – کشتی ِدر اشک من شناور شد –
دوباره در چمدانم غزل گذاشته ام
که بیت بیت پریشانی ام تناور شد
منم مسافر همواره تا شما – بر من
همیشه در بدری در زمین مقرر شد ...
مسیر کودکی ام از صدایتان لبریز
وهی بزرگ شدم ، باز قصه از سر شد
کجا صدای شما در نهاد من خواندند؟
صدا تمام نشد بلکه هی مکرر شد
مقدر است که دیوانه ی شما – هر جا
رسیده ، آنجا با نامتان معطر شد –
قطار ، کوپه ی باران گرفته را طی کرد
و بعد با حرم و آینه ، برابر شد
پیاده شد چمدانی پر از کبوتر و اشک
و بعد سوخت و در ایستگاه ، پرپر شد .
غلامرضا سلیمانی
اولین مرتبه ای بود سفر می رفتیم
به تمنای تو ز خانه به در می رفتیم
توی آبادی مان – ساده بگویم – مولا !
مانده بودیم اگر ، پاک هدر می رفتیم
بین ما صحبتی از غربت « آقا » شده بود
رو به سمت حرم از شوق به سر می رفتیم
اولین مرتبه ای بود که در گوشه صحن
با سر زلف پریشان تو ور می رفتیم
پا به پای دل ما عشق قدم بر می داشت
روی دریاچه ای از ابر مگر می رفتیم ؟!
رو به ایوان طلا غرق تماشا بودیم
خوش خیال این که به دنبال پدر می رفتیم
تا به خود آمده بودیم ، دوتا سر گردان
پدر از سمتی و ما سمت دگر می رفتیم
خواهر کوچک من ، یکسره هق هق می کرد
یادمان نیست که ... یا ...؟ نه! به نظر می رفتیم
خادمی پیر من و مرضیه را پیدا کرد
لحظه ای بود که از صحن به در می رفتیم
سی – چهل سال از آن حال و هوا می گذرد
که من و « مرضیه » همراه پدر می رفتیم
چشم مان کی به قدم های تو روشن می شد
از نشابور ، از این خطه ، اگر می رفتیم
در مسیر قدمت – ضامن آهو ! – ماندیم
به کجا بهتر از این راه ، گذر ، می رفتیم
جاده گاهی که به روی دل ما سد می شد
عشق می آمد و از کوه و کمر می رفتیم
روزهایی که سرا پای خراسان می سوخت
رو نه در گاه تو با خون جگر می رفتیم
می سپردیم به دستان تو خود را ، مولا !
هر زمانی که به آغوش خطر می رفتیم
خواب دیدم – دو یه شب پیش – من و مرضیه باز
رو به ایوان تو دل باخته تر می رفتیم
خدابخش صفادل
گم کرده ام در ازدحام شهر سویت را
سمت بهشت سرزمین آرزویت را
ابری ترین جغرافیای خواهشم برخیز
ببا من ببار آبی ترین بغض گلویت را
خورشید یخ بسته است در من سال های سال
آری بتاب ای آفتاب حسن رویت را
بگذار تا گلدسته هایت پر بگیرد باز
این خاطر دلتنگ ، این در جستجویت را
من عاشقم ، سلولهایم خوب می فهمند
مثل کبوترهای عاشق چار سویت را
عطر حرم از هر طرف می بارد اما عشق
این کودک آواره گم کرده است کویت را
آیا کدامین جاده با من می رسد تا تو
عمریست سیبی سرخ گم کرده ست جویت را
ای آبروی گریه ها ، دستم یه دامانت
این بار هم مهمان کن این بی آبرویت را
نهر و هلال ماه و مه کم رنگ ، ... گم کردم
سمت بهشت سرزمین آرزویت را ....
فاطمه طارمی
پشتم به آسمان شما گرم است ، در ازدحام شوم هیاهوها
دل می زنم هراس اسارت را ، ای ضامن غریبی آهوها
ایوان طلا ! گرفته دلم رخصت ، من ابری ام ( أادخُلُ ) یا خورشید ؟
...حالا نشسته ای چه کبوتر ! بر گنبدش ، تو خسته زسوسوها
گم می کند زلالی این کاشی ، اسلیمی سکوت نگاهم را
در لابهلای آن همه بی تابی ، پای ضریح ... محضر شب بوها
با پلک های خیس به امیدی ، نذر تو می کنند فقط ، دریا
خلخال های نقره و مروارید ، زنهای دل شکسته جاشوها
اسپند؟ عود؟ عطر گلاب این نیست ! احساس می کنم ، نه! یقین دارم
خوشبوترین نسیم خراسانی ، یک لحظه رد شدید از این سوها
افتاده اند از نفس آری تو ، تنها تو قادری که ببخشایی
امشب کنار پنجره فولاد ، نایی به نا توانی زانوها
آورده است با خودش از ده ، آه ... چادر نماز گل گلی اش را باد
مادر بزرگ رفت و حرم را نه ! هرگز ندید فصل پرستوها
عاطفه رنگ آمیز طوسی
كنار سفره كه بوديم حرف مشهد شـد
وزيد بوي خراسان و ناگـهان رد شد
دوباره يـاد غريب آشـنا و شـوق حرم
و سيل اشك كه پشت پلكها سد شد
و دخترم كه به دل حسرت زيارت داشت
درست هم نظر مرتضـي و احمـد شد
دو سـال هست كه تو قـول داده اي بابا
بـراي مـا كه نـرفتيم واقعـآ بـد شد
تمام بودنـم آوار شـد و يـك لحظــه
زمان براي عبور از خـودش مردد شد
دو روز بـعد بليـط و شـروع يك پروار
كبوترانـه دلـم بـي قـرار گنبـد شد
قطار تهران،مشهد درست ساعت هشت
و ايستگاه كه سرشار بـوق ممتد شد
و چند ساعت ديـگر به صحـن أزادي
نگاه منتظرم گـرم رفـت و آمـد شد
اسماعیل سکاک قزوین
پيچيد بوي پيرهن اش درباد ، باران گرفت ، خاک معطر شد
باران گرفت ، پلک زمين خنديد ( لبخند بين اشک شناور شد )
پيراهني که بوي رسيدن داشت آبي تر از تموج هر دريا
در امتداد رد قدم هايش صحرا دچار خلسه ي بندر شد
خنديد ، عطر سيب شکفت و بعد گل ها ي بهت آينه روئيدند
آيينه شاعرانه دهان وا کرد تصوير عشق چند برابر شد
« والشمس » از نگاه بليغ اش ريخت ، تکثير شد به نيت او خورشيد
خورشيد ها به سجده که افتادند هر سجده گاه چشمه ي « کوثر »شد
پلکي زد آسمان به زمين افتاد چرخيد حول آبي چشمان اش
برگشت از غروب کبوتر بعد پرواز رو به اوج مقرر شد
پيچيده بوي پيراهنش در باد در کوچه هاي شهر راه افتاد
دنبال او دويد نگاه عشق ، از شوق چشم پنجره ها تر شد
حسي غريب داد به اهل شهر لبخند آشنا و نگاه او
حسي شبيه شادي آهوها تا عاشقي به شهر مقدر شد
کنعان اگر چه نيست ولي اين خاک فيروزه کاري است براي او
يوسف اگر چه نيست ولي با او چشمان پير عشق منور شد
خورشيد مي نشست به ارامي بر روي گنبدي که طلا کاري ست
بر روي شانه هاي افق انگار خورشيد عاشقانه کبوتر شد
امیر اکبر زاده
حواس شاعري ام زوم مي کند به شما
نه اينکه فکر کنم مي کشاني ام آنجا
که پر شده ست هوا از سوالهاي سپيد
نگاه نقره اي و گنبدي به رنگ طلا
شبيـه پر زدن يک پـرنـده از سيمـي
به سمت نور و صدا و درخت هاي رها
نگـاه مي شـوم و پابـه پاي کاشـي ها
عبـور مي کنـم از ايستگاه هاي شفا
چقدر زائـر شفـاف در شـما هستند
چقدر صورت شطرنجي آمده ست اينجا
عباي لطف شما روي دوش اين مردم
چنان رها شده که فکر مي کنم آيا –
شما صبور و بزرگي،يا کمي خوش بين
که لطف هاي مساوي مي آوريد آقا
مـگر اجـازه نـدارم مريدتـان باشـم
مريد آهوي چشم زلالتان ، کاما ،
غريبي دلتـان ، دسـت دستـگيرييتان
و پاي بوس تو هستم هميشه تا حالا
فاطمه قائدی
ممكن كه نيست أبي دريا كشيدنت
بايد به قدر تشنگي ما چشيدنت
حتي عقاب ها به تماشا نشسته اند
مـانند آسـمان به هواي پريدنت
دستان باد پيش قدمهات بسته است
پاهاي رود مات به مقصد رسيدنت
تضمين نسل گل قدمت مي پراكند
مثل نسيم خاطره دارد وزيدنت
آقا روايت است كه أهوي خسته اي
روزي گرفت گوشه دامان ديدنت
اين خاك سهم غربت ما بي پناه هاست
با قصـه ضمانـت آهـو شنيـدنت
تقدير اگر چه تلخ ولي أقتاب عشق
اينگونه خواست از شب مشهد دميدنت
دستي به جام بردي و دستي به زلف يار
لا جرعه بود لخت جگر سر كشيدنت
يوسف جمال داشت ولي ما دلي كه ترد
قيمت شكست موقع ما را خريدنت
امیر رجبعلی زاده از کاشان
يك عمر بين مشهد-كـاشان گريستـم
ضامن نمي شود چرا؟..آهـو؟نه...نيستـم
گر مي گرفت صورتم , در برف برف شب
با شعر , صحـن صحـن حرم را گريستـم
با زيج هاي رومـي , در مـاههاي سعـد
سنگين شكست طالع تو , رعد پشت رعد
چشم مرا به رشتـه جادو كشيـده انـد
با ماهـهاي رومـي , در زيـج هاي سعـد
حتمأ گرفته است دلش... ابر.. برق.. رعد
باران گرفتـه حال مـرا هـم دو روز بعـد-
از اينكه رفته ...
پشت سرم ... تير مي كشد
در گيسوان قهوه اي مات جعد جعد
آقا چه سالها كه در اين گوشه حرم
زير نگاه رهگذران مرده زيستم
از گنبد تو سربها دارم به پا چقدر-
هي بال ... بال؟ كمتـر از آهـو كه نيسـتم
مي شد از اين به بعد نباشم بدون تو
مي شد كه بي تو زنده نباشم , از اين به بعد-
فِي موضع الفراق علي محرم
نوم حمامه حرمك, تنح غير بعد
منیر عسکر نژاد از کاشان
يك عمر بين مشهد-كـاشان گريستـم
ضامن نمي شود چرا؟..آهـو؟نه...نيستـم
گر مي گرفت صورتم , در برف برف شب
با شعر , صحـن صحـن حرم را گريستـم
با زيج هاي رومـي , در مـاههاي سعـد
سنگين شكست طالع تو , رعد پشت رعد
چشم مرا به رشتـه جادو كشيـده انـد
با ماهـهاي رومـي , در زيـج هاي سعـد
حتمأ گرفته است دلش... ابر.. برق.. رعد
باران گرفتـه حال مـرا هـم دو روز بعـد-
از اينكه رفته ...
پشت سرم ... تير مي كشد
در گيسوان قهوه اي مات جعد جعد
آقا چه سالها كه در اين گوشه حرم
زير نگاه رهگذران مرده زيستم
از گنبد تو سربها دارم به پا چقدر-
هي بال ... بال؟ كمتـر از آهـو كه نيسـتم
مي شد از اين به بعد نباشم بدون تو
مي شد كه بي تو زنده نباشم , از اين به بعد-
فِي موضع الفراق علي محرم
نوم حمامه حرمك, تنح غير بعد
مریم مایلی زرین
خورشيد آتش زد به باغ سبز شب بو ها
پيچيد اما دود آن در چشم کندوها
در فصل سبز اين کوچ بي هنگام يعني چه ؟
پاييز مگذاريد ما را اي پرستوها !
گيرم زمستان است ، بايد سمت دريا رفت
نا راه برگرديد شرق است آي ! آنسوها
پرهايتان را خنده ي خورشيد افسون کرد ؟
يا برده دلهاي شما را خال هندوها ؟
مي دانم آري ، سحر و افسون نيست ،
اشراق است خورشيد حتي در قياسش مثل سوسوها
پبغام ما را مي بريد آيا به صحن نور ؟
گويي طلسمش کرده اند از ابر جادوها
هر چند لبريز از ستاره ، مست ماهي هاست
قهر است دريا با شب تاريک جاشوها !
هر چارشنبه آه ، وقتي ساعت هشت است
با لحن بغض آلود مي خوانند « کو کو » ها !
ديگر نمي بندد کسي زخم دل ما را
ديگر نمي پرسد کسي از حال آهوها
ما گر چه بي باليم ، اما پايمان کافي است
پا هم نباشد ، تو طلب کن روي زانوها
سید وحید سمنانی
بشکن دلي که آينه ها را شکسته خواست
بشکن که اين شکستنت آغاز ماجراست
غير از تو جل هيچ نگاهي نمي شوم
اي آنکه چشمهاي تو گلدسته طلاست
وقتي به سيم آخر اين جاده مي زني
فرقي ندارد اين که در اين ماجرابلاست
شوقي شگفت پر زده امشب در اين غزل
شوقي که با تمام غزل هايم آشناست
شوقي که عطر گنبد و گلدسته مي دهد
انگار کفتر حرم حضرت رضاست
با ياد تو پرنده که نه ، آسمان که نه
باران که هيچ ، سيل اگر مي شوم رواست
اي تا کهاي سر به زمين سفته شرمتان
انگور نيست اينکه پر از خوشه بلاست
اينجا قرار گاه تمام غزالها
ميعاد گاه عاشق دلداده با خداست
پس با دل شکسته بيا و شکسته باش
وقتي شکسته اي همه دردها دواست
من دستهام گوشه اي از التماس هاس
تو دستهات جاره « امن يجيب » ماست
علی اخوان ارمکی
وقتی دریچه ی نگاهم
چون بختک
بر آینده ی سیاهم
وردها را به باد صبا داد
تنها آیه ی کرامت اشک زلالت
تنها بهانه ی زیستنم بود .
بیا تنها کس تنهایی ام
که تنهای تنها
در میان تن ها مانده ام
کاش تنها ترین کس تنهاییم
حتی یک بار تنهایم نمی گذاشت
هر چند باید تنهای تنها
بوسه بر سکوت خشت
در خلوت شبه را
پیش قراول شیون شبها کنم ....
برق هستـــه ای
از مهمترین منابع استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی، ساخت راکتورهای هسته ای جهت تولید برق می باشد. راکتورهسته ای وسیله ای است که در آن فرایند شکافت هسته ای بصورت کنترل شده انجام می گیرد. در طی این فرایند انرژی زیاد آزاد می گردد به نحوی که مثلا در اثر شکافت نیم کیلوگرم اورانیوم انرژی معادل بیش از 1500 تن زغال سنگ بدست می آید. هم اکنون در سراسر جهان، راکتورهای متعددی در حال کار وجود دارند که بسیاری از آنها برای تولید قدرت و به منظور تبدیل آن به انرژی الکتریکی، پاره ای برای راندن کشتیها و زیردریائیها، برخی برای تولید رادیو ایزوتوپوپها و تحقیقات علمی و گونه هایی نیز برای مقاصد آزمایشی و آموزشی مورد استفاده قرار می گیرند. در راکتورهای هسته ای که برای نیروگاههای اتمی طراحی شده اند (راکتورهای قدرت)، اتمهای اورانیوم و پلوتونیم توسط نوترونها شکافته می شوند و انرژی آزاد شده گرمای لازم را برای تولید بخار ایجاد کرده و بخار حاصله برای چرخاندن توربینهای مولد برق بکار گرفته می شوند.
راکتورهای اتمی را معمولا برحسب خنک کننده، کند کننده، نوع و درجه غنای سوخت در آن طبقه بندی می کنند. معروفترین راکتورهای اتمی، راکتورهایی هستند که از آب سبک به عنوان خنک کننده و کند کننده و اورانیوم غنی شده(2 تا 4 درصد اورانیوم 235) به عنوان سوخت استفاده می کنند. این راکتورها عموما تحت عنوان راکتورهای آب سبک(LWR ) شناخته می شوند. راکتورهای WWER,BWR,PWR از این دسته اند. نوع دیگر، راکتورهایی هستند که از گاز به عنوان خنک کننده، گرافیت به عنوان کند کننده و اورانیوم طبیعی یا کم غنی شده به عنوان سوخت استفاده می کنند. این راکتورها به گاز- گرافیت معروفند. راکتورهای HTGR,AGR,GCR از این نوع می باشند. راکتور PHWR راکتوری است که از آب سنگین به عنوان کندکننده و خنک کننده و از اورانیوم طبیعی به عنوان سوخت استفاده می کند. نوع کانادایی این راکتور به CANDU موسوم بوده و از کارایی خوبی برخوردار می باشد. مابقی راکتورها مثل FBR (راکتوری که از مخلوط اورانیوم و پلوتونیوم به عنوان سوخت و سدیم مایع به عنوان خنک کننده استفاده کرده و فاقد کند کننده می باشد) LWGR(راکتوری که از آب سبک به عنوان خنک کننده و از گرافیت به عنوان کند کننده استفاده می کند) از فراوانی کمتری برخوردار می باشند. در حال حاضر، راکتورهای PWR و پس از آن به ترتیب PHWR,WWER,BWR فراوانترین راکتورهای قدرت در حال کار جهان می باشند.
به لحاظ تاریخی اولین راکتور اتمی در آمریکا بوسیله شرکت "وستینگهاوس" و به منظور استفاده در زیر دریائیها ساخته شد. ساخت این راکتور پایه اصلی و استخوان بندی تکنولوژی فعلی نیروگاههای اتمیPWR را تشکیل داد. سپس شرکت جنرال الکتریک موفق به ساخت راکتورهایی از نوع BWR گردید. اما اولین راکتوری که اختصاصا جهت تولید برق طراحی شده، توسط شوروی و در ژوئن 1954در "آبنینسک" نزدیک مسکو احداث گردید که بیشتر جنبه نمایشی داشت، تولید الکتریسیته از راکتورهای اتمی در مقیاس صنعتی در سال 1956 در انگلستان آغاز گردید. تا سال 1965 روند ساخت نیروگاههای اتمی از رشد محدودی برخوردار بود اما طی دو دهه 1966 تا 1985 جهش زیادی در ساخت نیروگاههای اتمی بوجود آمده است. این جهش طی سالهای 1972 تا 1976 که بطور متوسط هر سال 30 نیروگاه شروع به ساخت می کردند بسیار زیاد و قابل توجه است. یک دلیل آن شوک نفتی اوایل دهه 1970 می باشد که کشورهای مختلف را برآن داشت تا جهت تأمین انرژی مورد نیاز خود بطور زاید الوصفی به انرژی هسته ای روی آورند. پس از دوره جهش فوق یعنی از سال 1986 تاکنون روند ساخت نیروگاهها به شدت کاهش یافته بطوریکه بطور متوسط سالیانه 4 راکتور اتمی شروع به ساخت می شوند.
کشورهای مختلف در تولید برق هسته ای روند گوناگونی داشته اند. به عنوان مثال کشور انگلستان که تا سال 1965 پیشرو در ساخت نیروگاه اتمی بود، پس از آن تاریخ، ساخت نیروگاه اتمی در این کشور کاهش یافت، اما برعکس در آمریکا به اوج خود رسید. کشور آمریکا که تا اواخر دهه 1960 تنها 17 نیروگاه اتمی داشت در طول دهه های 1970و 1980 بیش از 90 نیروگاه اتمی دیگر ساخت. این مسئله نشان دهنده افزایش شدید تقاضای انرژی در آمریکاست. هزینه تولید برق هسته ای در مقایسه با تولید برق از منابع دیگر انرژی در امریکا کاملا قابل رقابت می باشد. هم اکنون فرانسه با داشتن سهم 75 درصدی برق هسته ای از کل تولید برق خود درصدر کشورهای جهان قرار دارد. پس از آن به ترتیب لیتوانی(73درصد)، بلژیک(57درصد)، بلغارستان و اسلواکی(47درصد) و سوئد (8/46درصد) می باشند. آمریکا نیز حدود 20 درصد از تولید برق خود را به برق هسته ای اختصاص داده است.
گرچه ساخت نیروگاههای هسته ای و تولید برق هسته ای در جهان از رشد انفجاری اواخر دهه 1960 تا اواسط 1980 برخوردار نیست اما کشورهای مختلف همچنان درصدد تأمین انرژی مورد نیاز خود از طریق انرژی هسته ای می باشند. طبق پیش بینی های به عمل آمده روند استفاده از برق هسته ای تا دهه های آینده همچنان روند صعودی خواهد داشت. در این زمینه، منطقه آسیا و اروپای شرقی به ترتیب مناطق اصلی جهان در ساخت نیروگاه هسته ای خواهند بود. در این راستا، ژاپن با ساخت نیروگاههای اتمی با ظرفیت بیش از 25000 مگا وات درصدر کشورها قرار دارد. پس از آن چین، کره جنوبی، قزاقستان، رومانی، هند و روسیه جای دارند. استفاده از انرژی هسته ای در کشورهای کاندا، آرژانتین، فرانسه، آلمان، آفریقای جنوبی، سوئیس و آمریکا تقریبا روند ثابتی را طی دو دهه آینده طی خواهد کرد.
دیدگاه اقتصادی استفاده از برق هسته ای
امروزه کشورهای بسیاری بویژه کشورهای اروپایی سهم قابل توجهی از برق مورد نیاز خود را از انرژی هسته ای تأمین می نمایند. بطوریکه آمار نشان می دهد از مجموع نیروگاههای هسته ای نصب شده جهت تأمین برق در جهان به ترتیب 35 درصد به اروپای غربی، 33 درصد به آمریکای شمالی، 5/16 درصد به خاور دور، 13 درصد به اروپای شرقی و نهایتا فقط 74/0 درصد به آسیای میانه اختصاص دارد. بدون شک در توجیه ضرورت ایجاد تنوع در سیستم عرضه انرژی کشورهای مذکور، انرژی هسته ای به عنوان یک گزینه مطمئن اقتصادی مطرح است. بنابراین ابعاد اقتصادی جایگزینی نیروگاههای هسته ای با توجه به تحلیل هزینه تولید(قیمت تمام شده) برق در سیستمهای مختلف نیرو قابل تأمل و بررسی است. از اینرو در اغلب کشورها، نیروگاههای هسته ای با عملکرد مناسب اقتصادی خود از هر لحاظ با نیروگاههای سوخت فسیلی قابل رقابت می باشند.
سایر دیدگاههای اقتصادی در مورد آینده انرژی هسته ای حاکی از آن است که براساس تحلیل سطح تقاضا و منابع عرضه انرژی در جهان، توجه به توسعه تکنولوژیهای موجود و حقایقی نظیر روند تهی شدن منابع فسیلی در دهه های آینده، مزیتهای زیست محیطی انرژی اتمی و همچنین استناد به آمار و عملکرد اقتصادی و ضریب بالای ایمنی نیروگاههای هسته ای، مضرات کمتر چرخه سوخت هسته ای نسبت به سایر گزینه های سوخت و پیشرفتهای حاصله در زمینه نیروگاههای زاینده و مهار انرژی گداخت هسته ای در طول نیم قرن آینده، بدون تردید انرژی هسته ای یکی از حاملهای قابل دسترس و مطمئن انرژی جهان در هزاره سوم میلادی به شمار می رود. در این راستا شورای جهانی انرژی تا سال 2020 میلادی میزان افزایش عرضه انرژی هسته ای را نسبت به سطح فعلی حدود 2 برابر پیش بینی می نماید. با توجه به شرایط موجود چنانچه از لحاظ اقتصادی هزینه های فرصتی فروش نفت و گاز را با قیمتهای متعارف بین المللی در محاسبات هزینه تولید(قیمت تمام شده) برای هر کیلووات برق تولیدی منظور نمائیم و همچنین تورم و افزایش احتمالی قیمتهای این حاملها(بویژه طی مدت اخیر) را براساس روند تدریجی به اتمام رسیدن منابع ذخایر نفت و گاز جهانی مدنظر قرار دهیم، یقینا در بین گزینه های انرژی موجود در جمهوری اسلامی ایران، استفاده از حامل انرژی هسته ای نزدیکترین فاصله ممکن را با قیمت تمام شده برق در نیروگاههای فسیلی خواهد داشت.
دیدگاه زیست محیطی استفاده از برق هسته ای
افزایش روند روزافزون مصرف سوختهای فسیلی طی دو دهه اخیر و ایجاد انواع آلاینده های خطرناک و سمی و انتشار آن در محیط زیست انسان، نگرانیهای جدی و مهمی برای بشر در حال و آینده به دنبال دارد. بدیهی است که این روند به دلیل اثرات مخرب و مرگبار آن در آینده تداوم چندانی نخواهد داشت. از اینرو به جهت افزایش خطرات و نگرانیها تدریجی در مورد اثرات مخرب انتشار گازهای گلخانه ای ناشی از کاربرد فرایند انرژیهای فسیلی، واضح است که از کاربرد انرژی هسته ای بعنوان یکی از رهیافتهای زیست محیطی برای مقابله با افزایش دمای کره زمین و کاهش آلودگی محیط زیست یاد می شود. همچنانکه آمار نشان می دهد، در حال حاضر نیروگاههای هسته ای جهان با ظرفیت نصب شده فعلی توانسته اند سالانه از انتشار 8 درصد از گازهای دی اکسید کربن در فضا جلوگیری کنند که در این راستا تقریبا مشابه نقش نیروگاههای آبی عمل کرده اند.
غم بود ونبود من
من عبد گنهکارم غم رمز سجود من
از او فرجی لازم، غم بود ونبود من
هر رنگ زدم بر خود ، تصویر خراب غم
غم حاکم مطلق شد، بر بام وجود من
دیوانه کشیدم سر، من جام شراب غم
آمـــد غم ِفردایی، بر ساحل رود من
در باغ عطا رفتم، با روی سیاه خود
اشکــم به فنا باشد، با خاک کبود من
محتاج به غیرت شد ، گر دل به دلیل غم
در فصل غزل باطل این گفت وشنود من
در منزل مهرویان ،غندی لبِ خشک غم
آهنگ ثنا دارد، چون ساز سرود من