تبليغاتX
سجاده ی عشق

همه از توست شمایل

 

شود آیا بدهم جای به غیر از تو در این دل

شب تاری که نشستم به امیدت لب ساحل

 

چِقدر منتظرت چشم به در من بنشینم

که بیایی بفرستم به طوافت دل سائل

 

سر وجانم به فدایت چه شود گر بپذیری

سروجانی که ندارم همه از توست شمایل

 

در میخانه خزیدم برسم سوی تو، حاشا

ره ِ میخانه نهایت نرسد سوی تو باطل

 

سر لبها بنشانم گل چشمت دم  پیری

دم آخر که به در زد همه عمرم غم ِ قاتل

 

شب و روزم همه از هجر رخت هست غم انگیز

دل غندی ندهد بوسه به تن ها دل غافل

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/07/30ساعت 8:44 توسط موسی غندی |

مختصر از جامعه شناسي شادي


     آیا شادی از مهمترین ملزومات زندگی اجتماعی نیست  ؟ چرا امروزه این همه شادی های دروغین  آیا زمان آن نرسیده است که  شادي هاي كاذب آسيب شناسي  شوند؟ چرا خیلی ها می گویند خنده ای ما ظاهری است ؟ آیا شادی متعلق به گروه خاصی است ؟

    متاسفانه از روزگار قدیم به دلیل شرایط اقلیمی و استراتژیکی جو جامعه ما تحت تأثير برخي از حوادث غم انگيز، همچنان غمگين و عبوس است. گاه شادي و شاد بودن را مخالف جديت و افزايش انگيزه كار و تلاش فرض مي كنيم. اين گزارش جایگاه شادی را در ایران به صورت مختصر مورد بررسي قرار می دهد.بدیهی است جایگاه شادی در قسمتهای مختلف با توجه به فرهنگ های محلی متفاوت است ولی در این مختصر به صورت کلی بحث خواهم کرد.

 

شادي یک نیمه ی زندگی است

      اگر با دیدی  کلان به پدیده ی شادی نگاه کنیم متوجه می شویم  احوال  شاد و ناشاد تمام زندگی انسان راتشکیل می دهد و مهمتر اینکه متوجه می شویم كه اندوهی که ریشه ی  مادي دارد متاعي شيطاني و شادي هديه اي رحماني است. اندوه مادی و نفی آن در جامعه ی ما ( چنانچه مصداق داشته باشد ) برگرفته از نفی دنیا در نهج البلاغه ی حضرت علیه علیه السلام است . بطور کلی  از ابتداي تمدن بشریت  غم و اندوه مايه توقف و عقب ماندگی و نا امیدی به آینده و انزجار از وضع موجود و از طرف دیگر  شادي و نشاط عامل تحرك ، نظم و پیشرفت در تمام ابعاد زندگی اجتماعی بوده است. یک جامعه شناس معتقد نیست که با ید در جامعه فقط شادی وجود داشته باشد بلکه در صورت یک نواختی شادی، دیگر شادی معنا ندارد زیرا با وجود غم واندوه است که شادی معنا پیدا می کند. زندگی اجتماعی ترکیبی است از لحظات شاد و لحظات ناشاد وغم ، که هر کسی تلاش می کند تا از میزان غم واندوه خود بکاهد و بر شادی بیفزاید .

گرایش به شادی ریشه ی فطری دارد

      علاوه بر آنکه در آئین ملی ما گرایش به شادی وجود دارد در آئین مذهبی نیز توصیه به شادی و گذراندن اوقات فراغت بر اساس اصل گریز از گناه بسیار مطرح شده است . بطور فطری انسان از اندوه، غم مي گريزد و به شادي گرایش دارد .  در ميراث كهن ما ايرانيان شادي و غم و تمام وقایع زندگی هر کدام به مبدا خاصی شناخته شده بود و بیشتر از همه شادی یک  پديده اي الهي محسوب مي شد و شادی زمانی بوجود می آمد که خدای شادی در نبردها پیروز می شد . گرایش به شادی فطری است  به گونه اي كه مي گويند  ودر ایران باستان مورد توجه بود به طوری که معتقد بودند نخستين معجزه زرتشت خنديدن وي در بدو تولد بوده است. پارسيان شادي را آفريده خداوند و اندوه و غم را آفريده اهريمن مي دانستند. مردم ايران باستان حدود 60 روز از سال را جشن مي گرفتند و به ستايش مي پرداختند. گذشتگان ما براي ارج نهادن به پيدايش انسان جشن بزرگ نوروز را با شكوهي بسيار زياد برپا مي كردند.لیکن همانگونه که قبلا اشاره شد به دلیل شرایط استراتژیکی و اقلیمی و حکومتهای شاهنشاهی و فقرهمواره سایه ای از غم واندوه بر این کشور حاکم بود .به هر حال علی رغم همه مشکلات ، پيشينه ی  تاريخي كشورمان نشان مي دهد كه نشاط در همه ادوار مورد توجه ايرانيان بوده است.

چون غمش را نتوان یافت مگر در دل شاد           ما به امید غمش خاطر شادی طلبیم

   در قرن اخیر به دلیل گسترش آسیب های اجتماعی در جامعه ما ، با وجوی که  بیش از 60 درصد آن جمعیت جوان است ، متاسفانه آنگونه كه بايد آثار شادابي و پويايي يك جامعه فعال و سخت كوش  و واقعی به چشم نمي خورد.

متأسفانه به دلیل تعابیر غلط از برخی روایات واحادیث وکوته نظری هایی که خواسته یا نا خواسته باعث پیدایش نوعی هنجارهای خشک و عموم آزار و مغایر با دین الهی که   در این  فرهنگ ديني  شادي و نشاط از آموزه هاي محكم و انكارناپذير می باشند ، برخي به غلط اندوه و گوشه نشيني و سر در گریبان بودن وعزلت را  جايگزين شادي و نشاط  وروابط اجتماعی  قوی که باعث تعالی زندگی فردی و اجتماعی می شود ، نموده اند. تا جايي كه امروزه آثار زيانبار این تفسیر به رای ها هر روز بيشتر از پيش نمايان مي شود و مثبت اندیشی و گرایش به خلق زیبائی در جوانان را که زمینه افزایش امید به زندگی را فراهم می نماید.

اثرات تولید شادی

     بسیار از اندیشمندان معتقدند که شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه ی اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی می باشد و کاهش نابسامانی های خانوادگی ، طلاق ، افزایش ميزان میل و رغبت تحصيلي و دل به كار دادن و افزایش توليد می شود. از آنجا که شاد بودن موجب افزايش دلبستگي و علاقه به كشور، فرهنگ، دين و مذهب مي شود، مناسب از به منظور بهره وری از شادی های جامعه اعیاد ملی و مذهبی هر دو دسته با شکوه  خاص برگزار گردد تا حس ناسیو نالستی و گرایش به دین و مذهب افزایش یابد و هر ایرانی از ایرانی بودن خود احساس غرور و بالندگی کند .

از طرف دیگر وجود شاد در یک جامعه از پیدایش بیماری های روحی و روانی جلوگیری می کند و گوشه گیری و انزوا را از بین می برد . پیدایش جامعه ای سالم و بهداشت روانی اجتماعی در گرو بهداشت روانی فردی است و شادی زمینه و مقدمه ی بهداشت روانی فردی است .

بدون شک تولید شادی های خانوادگی و فامیلی اثرات بسیار مفید در جامعه خواهد داشت . همانگونه که شادی برای یک فرد امری ضروری و اساسی است برای  خانواده و فامیل و در سطح بزرگتر یعنی  جامعه نیز امری ضروری است . زیرا جامعه ی با نسل غم زده  محکوم به شکست و نابودی است و هیج دولتی بدون توجه به شادی ملت خود رنگ خوشبختی را در مدت طولانی نخواهد داشت و بر مدیران یک جامعه لازم است تا روحیه ی شادی را در ذات جامعه ی خود تزریق کنند تا ادامه ی حیات افتخار امیز خود را بیمه نمایند . به هر حال باید در جامعه شادی و خنده های ذاتی نهادینه شود و آینده ای روشن پیش روی جامعه باشد .

چه کار کنیم

آسیب ها و رخداد های اجتماعی هرکدام راه حلهای اجتماعی خاص خود را دارد . در شرایط فعلی تفريحاتي كه ب واند باعث شادماني جوانان را فراهم کند  بسيار كليشه اي و خالي از هيجان لازم جواني است، اين امر در درازمدت  باعث مي شود كه روحيه  شاد جامعه رو به تحليل رفته و به سوي افسردگي و غم و اندوه و در نتيجه عقب ماندگی سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی و ...می شود . برای جلوگیری از پیدایش رخوت در جامعه پیشنهاد می گردد تا موارد زیر را مورد بررسی و برنامه ریزی قرار داد :

برپائی باشکوه جشنهای مذهبی با استفاده از تبلیغات وسیع ،برپائی باشکوه جشنهای ملی با استفاده از تبلیغات وسیع ، تولید زمینه ی شادی های خانوادگی و فامیلی از طریق رسانه های همگانی و پارک های تفریحی ، امکانات و غیره ،از بین بردن  نگاه هاي منفي نسبت به شادي هاي جمعي جوانان و فراهم نمودن زمینه شادی واقعی ، افزایش برنامه های شاد در رسانه های جمعی بخصوص صدا وسیما ، فراهم نمودن فضا های ورزشی که در حال حاضر غیر قابل قیاس با استاندارد های بین المللی است . فراهم نمودن زمینه فعالیتهای هنری ، فراهم نمودن زمینه ی فعالیتهای جمعی ، تلاش در جهت توسعه سطح زندگی فرهنگی و اقتصادی مردم .

  اما در نهایت نباید فراموش کرد که شاد بودن واقعی برای افراد و جامعه بو جود نمی آید مگر زمانی که تعادل در تمام ابعاد زندگی وجود  داشته باشد .

موسی غندی – کارشناسی ارشد جامعه شناسی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/07/19ساعت 12:57 توسط موسی غندی |