اعلام نتایج فراخوان ششمین جشنواره سراسری شعر میلاد امام رضا علیه السلام
بعد از گذشت 20 روز داوری مرحله ی مقدماتی و نیمه نهائی بالاخره ، ساعت 35/1 بامداد روز شنبه بعد از 8 ساعت داوری مرحله ی نهائی ، اسامی چهل نفر برگزیده ی ششمین جشنواره سراسری شعر میلاد امام رضا علیه السلام تعیین گردید . هرچند این آثار از بین بیش از سه هزار یکصدو... اثر انتخاب گردید لیکن همانگونه که در بیانیه داوران در سال گذشته ذکر شد اکثر آثار حول محور های گنبد زرد ، آهو ، گلدسته ، کبوتر ،ضریح و... واژه آرائی شد . متاسفانه جای موضوع های اساسی ازجمله علت هجرت امام رضا علیه السلام به ایران و عرفان و کسب علم ومعرفت از بارگاه ملکوتی آن امام همام و اندیشه های ایشان در حوزه های مختلف علوم و ... بسیار خالی است ...
هر چند امر داوری بسیار سخت است و داوری اشعار سخت تر ، به هر حال بر اساس اعلام قبلی چهل اثر ازمیان خیل عظیم اشعار انتخاب شده اند که اسامی آنها به ترتیب حروف الفبا عبارتند از :
1 (آخرتی مرتضی نیشابور
2 ( آسمانی محمد جواد اصفهان
3 ( آقایی سمیه شیراز
4 ( اجاقیان منیرالسادات قم
5 ( اطلاقی علیرضا ساوه
6 ( بابامنیری سید محمد قم
7 ( بازیار سمیه فسا
8 ( بای قاسم رامیان گلستان
9( برامکه محمد رضا شیراز
10( جلوداریان سارا کاشان
11( چوقادی زینب اصفهان
12( حاجی هاشمی حسین خمینی شهر
13( حسنلو مریم تهران
14( روشان حسن
15( سادات آقا امیری زهرا قم
16( سلیمانی غلامرضا تهران
17( سید موسوی نرگس نیشابور
18( شاهزیدی عباس اصفهان
19( شیخ مرادی معصومه ایلام
20( صفری محمد علی مشهد
21( عابدین پور مریم ابرکوه
22( عابدین زاده رضا مشهد
23( عباسی جمشید رشت
24( عبدی حسین تهران
25( عرفان پور میلاد شیراز
26) ایوب پرندآور جهرم
27( عظیمی نیا سیده صدیقه ابرکوه
28( عمومی الهام خمینی شهر
29( فاضلی فاطمه شیراز
30( فرصت صفایی فرشاد کرمانشاه
31( قدیریان احمد رضا ابرکوه
32( کشاورزی سعیده خرامه
33( گرائی نژاد سحر شیراز
34( محمدپور اسماعیل گیلان
35( خدابخش صفادل
36( مهرابی عالیه یزد
37( مهرانی زینب اصفهان
38( مهیجی سودابه تهران
39( نعمتی رزیتا قزوین
40( نیکوکار رضا رشت
ای تمام چشم من نشسته در کمین تو
یا تمام کهکشان جزء سائلین تو
گر به چشم و اشک و جام شعر من نظر کنی
می کند دعا - عرش فرش سرزمین تو
هر نفس که می کشم و هر کجا که می روم
شعله شعله می کشم دلی که شد زمین تو
باده را زشهر من طلب کن ای طبیب دل
هی به میخانه روی نمی شود یقین تو ؟
دلبرا شبانه روی من مریز اشک غم
ای تمام چشم من نشسته در کمین تو
حاجتی طلب نما زبزم قاتلین تو
می شود شوم شبی چو میهمان چشم تو
لب نهم به گونه تا شوم شبی رهین تو
شور شعر و شهر شاد زندگی به نام تو
با دلم چه کرده ای که گشته مست دین تو
من به فصل عاشقی نشسته ام به روی غم