تبليغاتX
سجاده ی عشق
دوباره می گویم

دست هایم خالیست

مثل قلبم از کینه

هی نگو من را

مثل چشمانت

دوست می داری

من نمی توانم گفت

موج عشق تو

بهر من کافیست

مردم از این همه دروغ

اگر آبی دروغ است

آسمان من آبی است

اگر قرمز

مرا با رنگ چه کار

قصه ی عشق چه غمگین است

مثل گریه بابا

در فراق

گل ها یش

هی غم و هی غم

هی ناله و ماتم

از دست چشمانم....

آخرش این جمله می آید

بابا آب داد

 همان که روز اول آمد

مثل پرواز یک رویا

بر فراز دریا ها

و دیگر هیچنقابخموش

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 11:33 توسط موسی غندی |