تبليغاتX
سجاده ی عشق

اللهم ان لم تکن غفرت لنا من شعبان فالغفر لنا فی ما بقی منه


+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/25ساعت 7:42 توسط موسی غندی |

از نسل سومم

ساکن شهر منتظران ظهور

شعری گرمتر از خورشید

با ترانه ی آزادی

میان رقص فرشته ها

گفت با چه شوکتی

آقا آمد.

چه زیبا ست نسیم محبت

چه زیباتر نگاه آرمان عاشقانه:

همه از توست شمایل

 

شود آیا بدهم جای به غیر از تو در این دل

شب تاری که نشستم به امیدت لب ساحل

 

چِقدر منتظرت چشم به در من بنشینم

که بیایی بفرستم به طوافت دل سائل

 

سر وجانم به فدایت چه شود گر بپذیری

سروجانی که ندارم همه از توست شمایل

 

در میخانه خزیدم برسم سوی تو، حاشا

ره ِ میخانه نهایت نرسد سوی تو باطل

 

سر لبها بنشانم گل چشمت دم  پیری

دم آخر که به در زد همه عمرم غم ِ قاتل

 

شب و روزم همه از هجر رخت هست غم انگیز

دل غندی ندهد بوسه به تن ها دل غافل

 

 

*********

خفتم لائم

 

دیده ی پاک دهد اشک به هجرت دائم

کلبه ی عشق به غیر از تو ندارد حاکم

 

سائلِ قاتلِ نَفسم نظری کن زیرا

سینه ی من ندهد جابه کسی جز قائم 

 

بوسه ی چشم مرا بر رخ خود جاری کن

عقده ی دل به که گویم  همه دلها ظالم

 

دیده ی دل لب ِسرچشمه ی خورشید نشست

قطره ی اشک به غیر از تو ندادم ! نادم

 

آتش کینه ی دل خانه خرابم می کرد

آن شبِ تار که من ، غافل خفتم لائم

 

تحفه ی عمر خرابم ، دمِ آخر گویم

سینه ی خاک نشستید شرابی لازم

 

مسجد ومیکده غندی نشود محرم راز

منزل ِمحرمِ اسرار، فقط دل صائم

 

 

میلاد میمومن حضرت قائم مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/12ساعت 8:35 توسط موسی غندی |