به پشه ميگن چرا زمستونا پيداتون نيست؟!؟؟؟!
ميگه:نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه
فحش ... : 1_از جلو چشمام خفه شو
2_
فکر کردی فقط خودت خری
3_
کسی با تو زر نزد
4_
صداتو واسه من داد نزن
یارو يه پليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه:ميبينم كه 109 نفر شدين
یارو به دیواره اتاقش عکس یه گور خر زده بوده یه روز دوستش بهش میگه این
عکس کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس داداشمه موقعی که تو یوونتوس بازی
میکرد
یارو يه ماشين مي خره که فرمونش سمت راست بوده بهش ميگن ماشينت چطوره ؟
ميگه خوبه فقط نمي دونم چرا هر وقت تف ميندازم مي افته روي زنم
به یارو مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون .
. . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل
یارو راديو گوش مي داد راديو مي گه خيابون انقلاب به امام حسين بسته است.
ترکه مي گه خوب بابا چرا قسم مي خوري حالا؟
يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش
ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک
ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک
ميترکه ترکه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم... بادکنک ميترکه
.
یارو ميره نماز جمعه هي شعار برعليه امريکا ميدن جو ميگيرتش ميره ميکروفن
رو ميگيره ميگه : خواهرا بيزحمت هفته ديگه نياين ميخوايم فحش ناموس بديم
یارو زنگ مي زنن قم مي گن: يه امام جمعه برامون بفرستيد. قمي ها مي گن:
امام جمعه قبلي چي شد؟ ... مي گن: اونو كشتيم امام زاده درست كرديم
... ميره جوراب فروشي ميگه اقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه: مردونه ؟
... دست ميده ميگه: مردونه
به ... ميگن اگر حالت تهوع بهت دست بده چيكار ميكني ؟ ميگه : من بهش دست نميدم
... تو جزيره آدمخوارها گير مي افته.. ميگه خدايا! حالا چه طور ثابت كنم
آدم نيستم؟
... ميره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه
لوازم يدكي گوسفند دارم
!
به ... میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده
!!
به ... ميگن از چه گلي خوشت مياد...ميگه اقاقيا...ميگن هميني روكه گفتي
بنويس.....ميگه غلط كردم رز
یارو میره خارج. میگن : اسمت چیه ؟
میگه
: SUN OF GOD BETWEEN TWO WATER OF ORIGINAL
میگن : یعنی چی ؟ میگه : شمس الله میاندوآبی اصل
یه روز یه... میره بالای درخت چنار.بهش میگن داری چه کار می کنی.میگه
دارم توت می خورم.میگن اینکه درخت چناره میگه توت تو جیبمه
...
خسته تر از گنجشک های خیس
غم آلوده
از زنگوله های وحشی
تا خدا
از خدا ،
گلایه می کنم .
با او
از باد خسته
تا بید شکسته،
پشت پنجره ،
نمودِ بود را
مسخره می کنم .
با ستاره
در سایه سار بی کسی ها
گاهی
بر پشت بام شهر ابرها
با سنجاقک ها
قصه ی سرد غم می گفتم
تا شاید به من نگوید:
آقا مرا امام رضا نمی بری ؟؟؟؟
از این به آن !
از آن به کی ؟
تا کی ؟کجا من می روم ؟
شاید به دست !
شاید به پا !
شاید به روی دست و پا !؟
آخر کجا؟
بی دست و پا !
بیچاره ما
ما می دویدم ای خدا !
او با خدا من بی خدا
آخر کجا ؟
کی می رسد لطف رضا ؟
کی می رسد لطف رضا ؟
باشد
قبول
دارد رضا دارد رضا
مختصر از جامعه شناسي شادي
آیا شادی از مهمترین ملزومات زندگی اجتماعی نیست ؟ چرا امروزه این همه شادی های دروغین آیا زمان آن نرسیده است که شادي هاي كاذب آسيب شناسي شوند؟ چرا خیلی ها می گویند خنده ای ما ظاهری است ؟ آیا شادی متعلق به گروه خاصی است ؟
متاسفانه از روزگار قدیم به دلیل شرایط اقلیمی و استراتژیکی جو جامعه ما تحت تأثير برخي از حوادث غم انگيز، همچنان غمگين و عبوس است. گاه شادي و شاد بودن را مخالف جديت و افزايش انگيزه كار و تلاش فرض مي كنيم. اين گزارش جایگاه شادی را در ایران به صورت مختصر مورد بررسي قرار می دهد.بدیهی است جایگاه شادی در قسمتهای مختلف با توجه به فرهنگ های محلی متفاوت است ولی در این مختصر به صورت کلی بحث خواهم کرد.
شادي یک نیمه ی زندگی است
اگر با دیدی کلان به پدیده ی شادی نگاه کنیم متوجه می شویم احوال شاد و ناشاد تمام زندگی انسان راتشکیل می دهد و مهمتر اینکه متوجه می شویم كه اندوهی که ریشه ی مادي دارد متاعي شيطاني و شادي هديه اي رحماني است. اندوه مادی و نفی آن در جامعه ی ما ( چنانچه مصداق داشته باشد ) برگرفته از نفی دنیا در نهج البلاغه ی حضرت علیه علیه السلام است . بطور کلی از ابتداي تمدن بشریت غم و اندوه مايه توقف و عقب ماندگی و نا امیدی به آینده و انزجار از وضع موجود و از طرف دیگر شادي و نشاط عامل تحرك ، نظم و پیشرفت در تمام ابعاد زندگی اجتماعی بوده است. یک جامعه شناس معتقد نیست که با ید در جامعه فقط شادی وجود داشته باشد بلکه در صورت یک نواختی شادی، دیگر شادی معنا ندارد زیرا با وجود غم واندوه است که شادی معنا پیدا می کند. زندگی اجتماعی ترکیبی است از لحظات شاد و لحظات ناشاد وغم ، که هر کسی تلاش می کند تا از میزان غم واندوه خود بکاهد و بر شادی بیفزاید .
گرایش به شادی ریشه ی فطری دارد
علاوه بر آنکه در آئین ملی ما گرایش به شادی وجود دارد در آئین مذهبی نیز توصیه به شادی و گذراندن اوقات فراغت بر اساس اصل گریز از گناه بسیار مطرح شده است . بطور فطری انسان از اندوه، غم مي گريزد و به شادي گرایش دارد . در ميراث كهن ما ايرانيان شادي و غم و تمام وقایع زندگی هر کدام به مبدا خاصی شناخته شده بود و بیشتر از همه شادی یک پديده اي الهي محسوب مي شد و شادی زمانی بوجود می آمد که خدای شادی در نبردها پیروز می شد . گرایش به شادی فطری است به گونه اي كه مي گويند ودر ایران باستان مورد توجه بود به طوری که معتقد بودند نخستين معجزه زرتشت خنديدن وي در بدو تولد بوده است. پارسيان شادي را آفريده خداوند و اندوه و غم را آفريده اهريمن مي دانستند. مردم ايران باستان حدود 60 روز از سال را جشن مي گرفتند و به ستايش مي پرداختند. گذشتگان ما براي ارج نهادن به پيدايش انسان جشن بزرگ نوروز را با شكوهي بسيار زياد برپا مي كردند.لیکن همانگونه که قبلا اشاره شد به دلیل شرایط استراتژیکی و اقلیمی و حکومتهای شاهنشاهی و فقرهمواره سایه ای از غم واندوه بر این کشور حاکم بود .به هر حال علی رغم همه مشکلات ، پيشينه ی تاريخي كشورمان نشان مي دهد كه نشاط در همه ادوار مورد توجه ايرانيان بوده است.
چون غمش را نتوان یافت مگر در دل شاد ما به امید غمش خاطر شادی طلبیم
در قرن اخیر به دلیل گسترش آسیب های اجتماعی در جامعه ما ، با وجوی که بیش از 60 درصد آن جمعیت جوان است ، متاسفانه آنگونه كه بايد آثار شادابي و پويايي يك جامعه فعال و سخت كوش و واقعی به چشم نمي خورد.
متأسفانه به دلیل تعابیر غلط از برخی روایات واحادیث وکوته نظری هایی که خواسته یا نا خواسته باعث پیدایش نوعی هنجارهای خشک و عموم آزار و مغایر با دین الهی که در این فرهنگ ديني شادي و نشاط از آموزه هاي محكم و انكارناپذير می باشند ، برخي به غلط اندوه و گوشه نشيني و سر در گریبان بودن وعزلت را جايگزين شادي و نشاط وروابط اجتماعی قوی که باعث تعالی زندگی فردی و اجتماعی می شود ، نموده اند. تا جايي كه امروزه آثار زيانبار این تفسیر به رای ها هر روز بيشتر از پيش نمايان مي شود و مثبت اندیشی و گرایش به خلق زیبائی در جوانان را که زمینه افزایش امید به زندگی را فراهم می نماید.
اثرات تولید شادی
بسیار از اندیشمندان معتقدند که شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه ی اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی می باشد و کاهش نابسامانی های خانوادگی ، طلاق ، افزایش ميزان میل و رغبت تحصيلي و دل به كار دادن و افزایش توليد می شود. از آنجا که شاد بودن موجب افزايش دلبستگي و علاقه به كشور، فرهنگ، دين و مذهب مي شود، مناسب از به منظور بهره وری از شادی های جامعه اعیاد ملی و مذهبی هر دو دسته با شکوه خاص برگزار گردد تا حس ناسیو نالستی و گرایش به دین و مذهب افزایش یابد و هر ایرانی از ایرانی بودن خود احساس غرور و بالندگی کند .
از طرف دیگر وجود شاد در یک جامعه از پیدایش بیماری های روحی و روانی جلوگیری می کند و گوشه گیری و انزوا را از بین می برد . پیدایش جامعه ای سالم و بهداشت روانی اجتماعی در گرو بهداشت روانی فردی است و شادی زمینه و مقدمه ی بهداشت روانی فردی است .
بدون شک تولید شادی های خانوادگی و فامیلی اثرات بسیار مفید در جامعه خواهد داشت . همانگونه که شادی برای یک فرد امری ضروری و اساسی است برای خانواده و فامیل و در سطح بزرگتر یعنی جامعه نیز امری ضروری است . زیرا جامعه ی با نسل غم زده محکوم به شکست و نابودی است و هیج دولتی بدون توجه به شادی ملت خود رنگ خوشبختی را در مدت طولانی نخواهد داشت و بر مدیران یک جامعه لازم است تا روحیه ی شادی را در ذات جامعه ی خود تزریق کنند تا ادامه ی حیات افتخار امیز خود را بیمه نمایند . به هر حال باید در جامعه شادی و خنده های ذاتی نهادینه شود و آینده ای روشن پیش روی جامعه باشد .
چه کار کنیم
آسیب ها و رخداد های اجتماعی هرکدام راه حلهای اجتماعی خاص خود را دارد . در شرایط فعلی تفريحاتي كه ب واند باعث شادماني جوانان را فراهم کند بسيار كليشه اي و خالي از هيجان لازم جواني است، اين امر در درازمدت باعث مي شود كه روحيه شاد جامعه رو به تحليل رفته و به سوي افسردگي و غم و اندوه و در نتيجه عقب ماندگی سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی و ...می شود . برای جلوگیری از پیدایش رخوت در جامعه پیشنهاد می گردد تا موارد زیر را مورد بررسی و برنامه ریزی قرار داد :
برپائی باشکوه جشنهای مذهبی با استفاده از تبلیغات وسیع ،برپائی باشکوه جشنهای ملی با استفاده از تبلیغات وسیع ، تولید زمینه ی شادی های خانوادگی و فامیلی از طریق رسانه های همگانی و پارک های تفریحی ، امکانات و غیره ،از بین بردن نگاه هاي منفي نسبت به شادي هاي جمعي جوانان و فراهم نمودن زمینه شادی واقعی ، افزایش برنامه های شاد در رسانه های جمعی بخصوص صدا وسیما ، فراهم نمودن فضا های ورزشی که در حال حاضر غیر قابل قیاس با استاندارد های بین المللی است . فراهم نمودن زمینه فعالیتهای هنری ، فراهم نمودن زمینه ی فعالیتهای جمعی ، تلاش در جهت توسعه سطح زندگی فرهنگی و اقتصادی مردم .
اما در نهایت نباید فراموش کرد که شاد بودن واقعی برای افراد و جامعه بو جود نمی آید مگر زمانی که تعادل در تمام ابعاد زندگی وجود داشته باشد .
موسی غندی – کارشناسی ارشد جامعه شناسی