تبليغاتX
سجاده ی عشق

یادمه یازدهم فرودین امسال

اول میلاد میمون رسول اکرم (ص) پیامبر محبت و عاطفه را به شما تبریک می گویم .

آره یاز دهم فروردین امسال که برای تعطیلات در منطقه حضور داشتم جوانان فعال فرهنگی شهرستان جلسه ای با نماینده منتخب (جناب حجت الاسلام بزرگواری ) برگزار نمودند و از حقیر هم برای شرکت در جلسه دعوت کردند .

جلسه ی خوبی بود حاضرین خوش ذوق جلسه ابتدا به این نماینده تبریک گفتند سپس هر کدام با توجه به تخصص خود پیشنهاداتی را برای بهبود امور شهرستان ارائه کردند که بعضی از این پیشنهادات واقعا تخصصی و کارشناسانه بود ....

نوبیت من که شد ابتدا به این نماینده محترم تسلیت گفتم چون مطمئن بودم یک نماینده هرقدر هم فعال باشد نمی تواند دین خود را نسبت به مردم واقعا محروم این شهرستان ادا کند . دو درخواست از ایشان داشتم :

الف: دنبال لست اموات برای مراسم ختم و فاتحه خوانی نباش (هرچند ثواب دارد و مستحب ولی واجب تر رسیدگی به مشکلات بسیار زیاد این مردم است) اگر قرار باشد مشکلات مرده ها با یک فاتحه شما حل شود از دور هم قبول است .

ب: برای حل مشکل اشتغال و اقتصاد مردم منطقه تنها کافی است سی کیلومتر لوله کشی و وهدایت آب رودخانه مارون به صحراهای روستاهای اطراف سوق - سوق - دهدشت و چرام انجام پذیرد آن وقت خواهیم دید چگونه این منطقه آباد و سرسبز می شود و این همه مهاجر فرست متخصص نخواهیم بود و حتی منطقه ای مهاجر پذیر و توریستی خواهیم داشت (سی سخ) ...

شرح تصوير

1- اوضاع و شرايط هميشه آنگونه كه پيش بيني مي كنيم اتفاق نمي افتند.

2- سيستم هاي زنده داراي ابعاد و پيچيدگي هايي هستند كه همه آنها را نمي شناسيم يا نمي توانيم با دانش و ابزار در دست آنها را تحليل كنيم. هر چه سيستم پيچيده تر باشد اين نارسائي بيشتر بروز مي كند.

3- اجزاء يك سيستم پيچيده (مثلاً انسان در سازمان) ممكن است رفتارهاي متفاوتي داشته باشند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 9:
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/21ساعت 9:22 توسط موسی غندی |

 

 

صديق، مصطفي. "ترانه‌هاي عاميانه در كهكيلويه و  بويراحمد". دروه 16، ش 181 (آبان 56): 70-76.

 

خلاصه: موقعيت طبيعي بويراحمد ـ روستاي "ده بزرگ" سي‌سخت و ترانه‌هاي جمع‌آوري شده از ده مذكور ـ رابطه بين زندگي مادي و ترانه‌هاي مردم.

ترانه هاي عاميانه در كهكيلويه و بوير احمد

 

مصطفي صديق        مركز مردم‏‏شناسي ايران

 

منمطقة كهكيلويه و بويراحمد در جنوب غربي ايران داراي دشتها و كوهستانهائي است كه محل زندگي مردم ايلات ‹‹ بهمئي››، ‹‹دشمن زياري››، ‹‹ بابوئي››، ‹‹طيبي››، ‹‹چرام››، ‹‹بوير احمد››، ميباشد و از نظر آب وهوا داري دو بخش است: يكي بخش گرمسيري و ديگري بخش سردسيري.

اين منطقه كه در سالهاي اخير از نظر تقسيمات كشوري فرمانداريكل شناخته شده است، از شمال به استان چهار محال بختياري و از شرق به استانهاي اصفهان، فارس، بوشهر، واز مغرب به خوزستان محدود است. دشتهاي كهكيلويه بعلت ملايم بودن آب و هوا در زمستان مناسب اطراق زمستاني ايل هاي كوچنده است ولي تابستاني نسبتا" گرم و سوزان دارد.

بوير احمد بعلت كوهاي مرتفع خود از زمستاني سرد و تابستاني لطيف برخوردار ميباشد. اين ارتفاعات معمولا" چند ماه از سال پوشيده از برف است، وبهمين جهت، ايل هاي كوچنده براي گله داري و گله چراني و استفاده از مراتع سرسبز و خرم دامنه ها، اغلب تابستان به اين بخش هجوم مي آورند. بوير احمديها به گويش لري سخن ميگويند. بنظر ميرسد اين مقدمة كوتاه بمنظور شناسايي موقعيت كهكيلويه و بوير احمد و ايلات آن در مطلع اين مقاله كافي باشد بهمين لحاظ براي اينكه رعايت ايجاز شده باشد بلافاصله به اصل موضوع ميپردازيم:

ترانه هاي مربوط به مردم منطقه كهكيلويه و بوير احمد كه در اين مقاله بررسي ميشود از روستاي ‹‹ ده بزرگ›› سي سخت گردآوري شده است. اين ترانه ها نظير همه ترانه هاي عاميانه مناطق ديگر ايران سراينده وگويندة مشخص و شناخته شده يي ندارد. هر چند در بعضي موضوعات ترانه ها به محل يا بعنوان مرد و زن خاصي اشراه شده است. اين ترانه ها از آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده و يا هنوز اتفاق مي افتد، الهام گرفته اند.

ومجموعا" به مردم كهكيلويه و بويراحمد تعلق دارد و معرف فرهنگ مادي و معنوي آنان ميباشند. بسيار ديده شده است كه ترانه سرايان گمنامي كه اشعار خود را في البداهه سروده اند محاوره و مغازله يي را ميان عاشق و معشوق در مضمون اشعار گنجانده اند. مانند اين ترانه كه در آن معشوقه چنين ميگويد:

ايكاش من تسمه تفنگ تو ميشدم

كه روز به كولت بودم و شب در ميان دستهايت

و عاشق چنين پاسخ ميدهد:

ايكاش من چوب سرمه دانت بودم

تا در جيب كنار سينه ات مي آرميدم

پيداست كه اين ترانه ها طي چند نسل، دهان به دهان گشته، تغييراتي در آنها بوجود آمده، بمرور زمان با سليقه و ذوق مردم دمساز شده است، در محتواي ترانه ها فكر مردم را ميتوان خواند و برداشت آنها را از موضوعات سنجيد. مثلا" در ترانهها زيبائي زنان و دختران و رابطه يي كه پسران با دختران دارند توصيف شده است. هم چنين كوه ها، شكارها، انواع تفنگها، چشمه سارها، گل و گياه ها، اسب، برف، چشمان درشت وسرمه كشيده واندام بلند دختران يا زن، گيسوان بافته شده بمانند يال اسب، ابروان خالكوبي شده، سكه، اشرفي هاي طلا، پوست سفيد تن معشوق بمانند برف، دندان صدف، امامزاده ها، سفرها، محل ها، و منزلگاههاي معروف، پوشاك رمدان، پارچه هاي گرانقيمت، و جامه هاي چين دار زنان، فقر و تنگدستي و بسياري نكات ارزنده در ترانه ها توصيف شده است. اين ترانه ها را ميتوان با درك هر كاري كه به موضوع آن ارتباط مستقيم دارد فهميد.مثلا" درترانه هايي كه هنگام خواباندن كودك خوانده ميشود مضامين مربوط به خانواده و در ترانه هايي كه هنگام كره زدن خوانده ميشود مضامين مربوط به دامداري وشيردوشي و يا در ترانه هاي رقص كه در عروسيها ميخوانند مضامين مربوط به آرايش عروس و حجله اش و اينكه داماد چگونه مرديست و از كدام ايل و طايفه ميباشد گنجانده شده است. ترانه هايي را كه ضمن رقص ميخوانند بگويش ‹‹لري›› ‹‹ سورو Suro›› مينامند. اين ترانه ها داراي وزن با كف زدن هاي زن و مرد همراهي مشود. معمولا" درهر ترانه، بيتي يا مصراعي را دسته اي ميخوانند و گروهي ديگر با بيت يا مصراع ديگر پاسخ ميدهند، امروز سرايندگان محلي سعي ميكنند در ترانه هاي رقص كه همه مردم به آن دلبستگي دارند نوآوري هائي بگنجانند و اين ترانه ها را با مفهوم سازند. اما آنچه بيشتر از همه در مضامين اين ترانه ها بچشم ميخورد رابطه هاي عاشقانه ايست كه ميان زن و مرد و يا دختر و پسر اتفاق افتاده است و نيز از رشادت وطغيان ها و تير اندازيها و كوچ ايلها نيز مضاميني در قالب شعر گنجانده شده است. اين ترانه ها را راقم اين مقاله به گويش لري ضبط كرده است. راويان ترانه ها آقايان جهانگير نيك اقبال و يدالله نظري زاده بودند كه در ‹‹ سي سخت›› بسر ميبرند.

ترانه ها بخاطر رعايت دقت و حفظ امانت واژه به واژه ترجمه شده است و از اين لحاظ چنانكه شايسته متن لري آنهاست شيوايي و لطافت اصلي را ندارد. در اين جا متن لري ترانه ها را بصورت ‹‹ آوا نويسي››، و ترجمه فارسي آنها را ملاحظه ميفرمائيد.

Xom golom, Mamam gole. Sinam gole bu

Ar. Bexey. Busom nakoni, dagese delet bu

1-   خودم گل، پستانم گل، سينه ام جاي گل

-اگر بخواهي مرا نبوسي، داغش در دلت ميماند

Xod goli. Mamat gole. Sinat gole yâs

Dovaru busom bede delom toney xâs

2-   خود گلي، پستانت گل و سينه ات گل ياس

-دختر، بوسه بمن بده، دلم فقط ترا ميخواهد.

Xod goli. Mamat gole. Sinat gole bu

Garbexey busom nadi vagardanet bu

 

3-   خود گلي،پستانت گل، سينه ات جاي گل

-گر بخواهي بمن بوسه ندهي، آرزويم بگردن توست

Asemum veygapigosas neveste

Harke yâras xosgele jâsve beheste

4-   آسمان به آن بزرگي گوشه اش نوشته

-هر كه يارش خوشگله، جايش در بهشته

Cexase veyryrah beri yâret vabâtbu

Daskini dorgardanes dasti nahâtbu

5-   چه خوش است راه ميروي، يار همراهت باشد

-دست كني دور گردنش و دشت وسيعي در پيشاپيشت باشد

Dusuma mentârkii ri gol vatâbi

Giyumat mengardanem gol bah ze mâ bi

6-   ديشب آمدم در تاريكي صورت يارم پيدا بود

-قيامت بگردنم سيماي يار، روشن تر از ماه بود

Dus uma pas hunetun gusi geroftam

Harfali kexod deyti zed mova dil geroftam

7-   ديشب آمدم پشت خانه تان گوش دادم

-حرفهايي را كه تو و مادرت ميزديد به دل گرفتم

pahlalet sorxe koney sefi surat sefi vâs

Nakenid mane delom. Tâ beravom bâs

8-   گيسوانت ميدرخشيد با آن صورت سفيد و چارقد سفيد

-منع ميكند دل عاشق را – تا من بروم بدنبال او

Raxtalet kardi vabar pati meni davat

Gukalet beiskani gole bimorvat

9-   لباسهايت را بر تن كردي رفتي به دعوت

-با كرشمه ميرقصيدي، گل بي مروت

mene mardom bongom makon mardom sakey bu

vo borget hesâramkon xom xabarey bum

10- ميان مدرم صدايم مكن، مشكوك ميشوند

-با ابروهايت اشاره كن، خودم آگاه ميشوم

Tâberimun bevandidam do tanga

Tâbiyad bus bokonim gole gasanga

11- بيا برويم به بنديم جلوي دو تنگه را

-تا هنگام آمدن بوس بكنيم يار زيبا را

Dipasin vogardana afto boram kard

Harfali ke diti zad pus keselom kard

12- ديروز عصر در گردنه آفتاب غروب كرد

-حرفهايي كه مادرت زد، افسرده وكسلم كرد

Peypati velgen mane xom pineduzom

Melki dorivari si gol beduzom

13- پاي برهنه بر زمين مگذار خودم گيوه دوزم

ملكي اعلا برايت اي گل ميدوزم

Duvaru beyramadi numet nadunom

Buseta gimat bekon tâ vat besunom

14- دختر بوير احمدي نام ترا نميدانم

بوسه ات را قيمت كن تا از تو بخرم

Xod gofti xod koldâyi xod vayadâyi

Umadom sare vadejât busom nadâyi

15- خود گفتي، خود قول و وعده دادي

آمدم به وعده گاه ولي بوسته بمن ندادي

Dirbiyo yavâsbiyo kam seyla paskon

Numzaet sinikone xole mene sarkon

16- دير بيا، آهسته بيا، كمتر به پشت سر نگاه كن

نامزدت شوهر نميكند، خاك بر سرت كن.

Gol veri dovar veri bin ce mejâle

Gorge gosna korebizan hardo siyahale

17- گل برخيز، دختر برخيز، ببين چه موقعي است

گرگ گرسنه، پسر بي زن، هر دو شان در يك حالتند

So salâm ruzam salâm huney dovardâr

Dovari ve sinikonom korda samardâr

18- شب سلام، روز هم سلام، اي خانه ي دختردار

دختر ميگويد، من شوره نميكنم، پسر دست از من بردار

Tiyelet cerâxtiri borget xiyâbun

Dus, yeso emso doso kerdim biyabun

19- چشمانت چراغ توري، ابروان خيابان

ديشب يكشب ، امشب دو شب است كه مرا تنها گذاشته اي

Dus, yexovi mane baqalan tâ nimeye so

Dus, yexovi dideme hazkardameyxo

20- ديشب خوابي ديدم، خوشم آمد از آن خواب

نازنين در بغلم بود تا نيمه هاي شب

Cexese sâyey kamar nâley kamutar

Cexese bâzikone bey zolfe dovar

21- چه خوش است سايه ي كمر كوه و ناله ي كبوتر

چه خوش است بازي كني با گيسوان دختر

Nitonom bonget konom nedile pâbum

Mocegad seyret konom tâsire pâbum

22- نه ميتوانم صدايت بكنم و نه دل ميگذارد از تو دور شوم

من چقدر بتو نگاه كنم، تا از ديدارت سير شوم

Vâveylâ sad vâveylâ sad dâdobidâd

Siyebuse seldahze ci, kor karde irâd

23- واويلا، صد واويلا، صد داد و بيداد

براي يك بوسه ي ساده، چرا پسر گرفته ايراد

Velisom pâpâkonom verme nirekor

Vasbiyon dotâmâci tâbâkoni sol

24- برخيزم قدم زنان به پيش پسر بروم

دو سه بوسه به او بدهم تا آشتي كند

Xâsena mobi im duvâre tofanget

Ruzve bekulet bi im so zire canget

25- ايكاش من تسمه تفنگ تو ميشدم

كه روز به كولت بودم وشب در ميان دستهايت

Xâsena mobi im co sirmedunet

Mene jibbaqalit hidi pestunet

26- ايكاش من چوب سرمه دانت بودم

تا در جيب كنار سينه ات مي آرميدم

Xâsena mobi im osâr goaral

Kerepit bexardemet nâfedoaral

27- ايكاش من افسار گوساله ها بودم

تا مرا دور ناف دختران مي پيچيدند

Dusuma menpanjdari tâdil vaxoye

Buskerdom lovalesa baxtom vadoye

28- ديشب آمدم به اطاق پنج دري، يارم در خواب بود

بوسيدم لبهايش را، اقبالم رو به ترقي است

Dâlyâdâl yeraven na dâl denâye

Dâlâle pâcesefi intange birazâye

29- دال هايي كه ميآيند و ميروند، دالهاي كوه دنا نيستند

دال هايي كه پايشان سفيد است از دالهاي ‹‹ تنگ پيرزاد›› اند.

Setârey sobdamid parviz tulu kerd

Harfâye dovar râse bive duru kerd

30- ستاره صبح دميد، پرويز طلو ع كرد

حرفهاي دختر راست بود، بيوه دروغ گفت

Voxodâ Xodâ Xodâ marna Xodâi

Duvaru igo sinikonom masmule sâhi

31- اي خدا، خدا، خدا مگر نه خدايي

دختر ميگويد شوهر نميكنم تو مشمول شاهي

Emso cârdahsoye dilkor vadarde

Darmune dildardekor tey jumazade

32- امش چهارده شب است كه دل پسر درد ميكند

درمان دل درد پسر، نزد پيراهن زرد ميباشد

Parzine bâqe gole dus doz borive

Panjmane sangegapun goleqonce ciye

33- پرچين باغ گل را ديشت دزد بريده

پنج من سنگ قپان، گل غنچه چيده

Miyârom va safare emso nayuma

Yâ tâzise palang gire yâ sovas daruma

34- يار من در سفر است امشب نيامد

يا تازي او را پلنگ گرفته، يا در شب تار گرفتار شده

Safare yeso doso kesi va sâli

Nâzanin yârma begun nakona xiyâli

35- سفر يكشنبه، دوشبه، به يكسال انجاميد

به يار نازنيم بگوئيد پيش خودش فكرهايي نكند

Cevila duzekamar bâi rosaniyes

Dilekor kârdey tare dovar iyanjaniyes

36- باد علفي را كه در شكاف كوه سبز شده است تكان ميدهد

دل پسر را دختر مانند علفي خرد ميكند

Gorbune dârat berom kutey kericom

Diredirom gap mazan biyo nezikom

37- قربان اندامت روم قد كوتاه چاقالو

از دورادور با من حرف مزن بيا نزديكتر

Kemutar pâpâ bekon biyo sare zunim

Tâye payumi vat biyom te yâre junim

38- كبوتر آهسته آهسته بيا، سر زانويم بنشين

تا پيغامي بوسيله تو، به يار عزيزم بدهم

Xâne mâlalal begu ilta bokon jam

Elgci nagargero sarcenâre sonam

39- به خان آباديها بگو، ايل خود را جمع كند

القچي را گرد و غبار گرفته ‹‹ سرچنار›› را شبنم

Mo va sâvord niravom dilgun diyâre

Dilgun jeykilbare tâgat nadâre

40- من به ‹‹ ساورد›› نيمروم، ‹‹ ديلگون›› پيداست

ديلگون نشيمن دلبر است، دل طاقت ندارد

 

Kuhdenâ beskanom xâsko bebizom

Mesko anbareskonom va zolfe yâr berizom

41- كوه ‹‹ دنا›› را بشكنم، خاك آنرا الك كنم

مشك و عنبر كنم، در زلف يار بريزم

 

Ruze kohgul daruma ma va pili segte kerd

Xom begardom kâkâjunim ruhe âlam zende kerd

42- آفتاب از ‹‹ كوهگل›› در آمده، ماه در ‹‹پيلي›› غروب كرد

خود بگردم به دور برادرم كه روح دنيا را زنده كرد

 

Duvaral galun galun ira si kâsni

Sare kal seyrizanom yarom bâsni

43- دخترها دسته دسته ميروند براي چيدن كاسني

سر كوه نگاه ميكنم، يارم با آنها نيست

 

Yedili minmâlmun gardan kesiye

Mesle coke sarhadi sinas sefiye

44- يك يازي در ميان آبادي ما گردن ميكشد

مثل كبك ‹‹ سرحدي›› سينه اش سفيد است

 

Pâzana bozi got toborat becar sir

--Mirsekâl kemandi site nekone tir 

45- ‹‹ پازن›› به بز گفت تو برو چرا كن

مير شكار كه مرا ببيند، به تو تير اندازي نمي كند

 

Cogemas mamsani sâhin ve liro

Zere biyel mârgun bâham mikonan xo

46- پازن از ‹‹تنگ چويل›› ، بزاز ‹‹ ديل و اسپر ››

زير بيدهاي ‹‹ مارگون›› از هم باردار ميشوند

 

Cakcogi dimiye banesun

Dovaru busi biyo cakcogi besun

47- لانه كبكي ديدم روبروي ‹‹ بنستان››

اي دختر بوسه اي ده و جاي كبك را بگير

 

Kerker e kamutare jeng jengo dâse

Vasamâl berat begud bâziyâr xalâse

48- گله گله كبوتر به صداي داس ميآيند

باد شمال برو بگو، ‹‹ بازيار›› كارش تمام شده است

 

Sare ru seyri kunom – o- ru suluye

Buse duvar roqane mâlbive duye

49- كبك مست از ممسني، ‹‹ شاهين›› از ‹‹ليرو››

زير بيدهاي ‹‹ مارگون›› با هم ميخوابند

 

Araxey busomkoni tâberim labru

Dahtiri beyxod biyâr hatman jaribu

50- اگر ميخواهي بوسم كني، برويم تا لب رودخانه

ده تير را همراه خود بياور، حتما" جنگ ميشود

 

Berno kul bernobolan bernomiyune

On dâye gadbarikat kardem diyune

51- بر نوي كوتاه، برنوي بلند، برنوي ميانه

آن خواهر قد باريكت مرا كرده ديوانه

 

Panstirom kerde terom bâzam avazkard

Manzele gadbârike duskor balad kard

52- پنج تيرم دوباره تير عوض كرد

منزل قد باريك را، ديشب پسر پيدا كرد

 

Tofangat pâydahtire malmo yetire

Zandârâ zanam niye igon fagire

53- تفنگهاي مردم ده تير اند، مال من يك تير است

زن دارها، زنم نميدهند ميگويندتو فقيري

 

Numzâdâm gadbârike menhamimâle

Piremard jâhelkone berno selâle

54- نامزد قد باريكم در همين آباديست

پير مرد را جوان ميكند چون برنو بلند است

 

Dovarale Ali Vali raftan sare-o-

Cis gole cis nimgole cis xâsare lo

55- دختران علي، ولي، رفتند سر آب

عده اي مانند گلند، عده اي غنچه و عده اي خال بر لب دارند

 

Bâde bizen vidane sâles gahâre

Va loye cesme peyeni benisine yâre

56- باد ‹‹ بيژن›› ميدمد، سال آن سخت است

كنار چشمة ‹‹ پي ي ني›› محل نشمين يار من است

 

Sarecesmay gardana nenkor xase diyom

Armo dey kor bevindi pahl miboriyom

57- پسر را كنار چشمه اي در گردنه خسته ديدم

اگر من ماردش بودم، گيسوهايم را مي بريدم

 

Pâzana tangecevil boz dileespar

Zire biyele mârgun bâham mixare bar

58- كنار رودخانه نگاه ميكنم آبش گل آلود است

بوسه دختر روغنه، مال بيوه دوغ است

 

Va cavil to jei beru tâkas nabinad

Yâ mise kuhi becared yâ jâhel becinad

59- اي ‹‹ چويل›› جايي سبز شو كه هيچكس ترا نبيند

يا ميش كوهسار ترا بخورد، يا جوان ترا بچيند

 

Garmsina begu cixey sit biyârom

Barfe bârecar konom cevil kenârom

60- به يار گرمسيري ام بگو چه ميخواهي برايت بياورم

برف بار خر كنم يا ‹‹چويل›› در دامنم بياورم

 

Duvaral galun galun ira si kâsni

Sare kal seyrizanom yârom basni

61- دخترها دسته دسته ميروند براي چيدن كاسني

سر كوه نگاه ميكنم، يار با آنها نيست

 

Ce xase mâl dâstabey nozine buri

Begardi ruzi yemâl numzâd bejuri

62- چه خوش است ثروت داشته باشي با كره بور

روز يك آبادي بگردي، نامزد پيدا كني

 

Mâlemun ciskâfare cischarumzâa

Arxoâ cisimnake yâ emamzââ

63- در آبادي ما، عده اي كافر، عده اي حرامزاده اند

اگر خداوند كاري برايم نكرد، به امامزاده پناه ميبرم

 

Dovaral galâgalâ iransi hima

Arsemamad hissimnake eyvom yâhakima

64- دختران دسته دسته ميروند براي هيزم

اگر ‹‹سيد محمد›› كمك نكرد به آنها برسم يا ‹‹ بي بي حكيمه››

 

Mabarindam karbalâ porsesi naârom

Vâkanin mazârema sarsine yârom

65- مرا مبريد به كربلا، پرسشي نيست از من

بشكافيد قبر مرا، روي سينه يارم

 

Kâbgorân sarebaqalet bezane bejunon

Tâ nebinom si-I-keni mo zan nistunom

66- قاب قرآني كه روي سينه ات هست، بجانم بزند

تا نبينم شوهر ميكني من زن نميگيرم

 

Xâne mâlalal begu ilta bokon jam

Elgci nagargero sarcenâre sonam

67- به خان آباديها بگو، ايل خود را جمع كند

القچي را گرد و غبار گرفته ‹‹ سرچنار›› را شبنم

 

Baceye xânelorom tangsir gozârom

Benesinom murosafâ sirazo cekârom

68- فرزند خان لرم ‹‹ تنگ شير›› گذار من است

جايگاهم ‹‹ مور وصفا›› در شيراز چه كار دارم

 

Dovaru cârgadsefi desmâllâki

Garbexey busom nayi saddey becâki

69- دختر چارقد سفيد، لاكي به سر بسته

از وسط دو نيم بشوي اگر بخواهي بوسم ندهي

 

Jumazarde kâkâjunim xârezarde derdese

Panjpanj xanemâris xube bârik duxdese

70- پيراهن زرد برادر عزيزم را خار زردي دريده

عروس با پنج پنجه انگشتش، آنرا باريك دوخته

 

Gadbârik gukeskana mey bâlâ ziri

Kamare men kerdey dojây huney fagiri

71- قد باريك سر بالايي و سرازيري را با كرشمه ميآيد

كمر مرا دو نيم كرده خانه فقيري

 

Tas begere fagiri mardeykone dis

Harkori yebozdare pâse eiele pis

72- آتش بگيرد فقيري، مرد را خميده ميكند

هر پسر كه بزي داشته باشد پايش را ميگذارد پيش

 

Xâlesoze takesefi men-o-diyâre

Seykardane âdamefagir cefiyadâre

73- خال سبز پشت پاي سفيدت در آب پيداست

نگاه كردن آدم فقير چه فايده دارد

 

Pahlalet bispanstâye yeki dotâye

Harkori tomistune bandey xodâye

74- گيسوان بافته ات بيست و پنج رشته و دو قسمت شده است

هر پسري كه ترا بگيرد، بنده ي خداست.

 

Pahlalet sorxikone sarebarge sunet

Ezrâil sarmikone besune junet

75- گيسوانت ميدرخشد به سرشانه هايت

عزرائيل شرم ميكند كه بگيرد جانت

 

Pahlalet sorxe koney sefi surat sefi vâs

Nakenid mane delom tâ beravom bâs

76- گيسوانت ميدرخشيد با آن صورت سفيد و چارقد سفيد

منع مكنيد دل عشاق را – تا من بروم بدنبال او

 

Xâleso zahlekalâ mâbein doborget

Arvâbey barâi sifisây biyâbun gorget

77- خال سبزي كه با زهره ي كلاغ در ميان دو ابرو كوبيده اي

اگر بشوي بره ي سفيد، من گرگ بيابون ميشوم

 

Xâlalat dunmâsaki vakute borget

Ti iyabe baresefisar me yâbu me gorget

78- خالهاي دانه ماش در گوشه ابروانت

تو ميشوي بره ي سفيد سر، من ميشوم گرگت

 

Certeyagai vâdâbiye mamat bulure

Sarali certesmakon tiya mesure

79- تكمه يقه ات باز شده، سينه ات بلوره

سر علي، تكمه اش مكن، چشم من شور نيست

 

Yedili minmâlmun gardan kesiye

Mesle coke sarhadi sinas sefiye

80- يك ياري در ميان آبادي ما گردن ميكشد

مثل كبك ‹‹ سرحدي›› سينه اش سفيد است

 

Loatig dandun besef milon anâbe

Tiya kâle bor dikaj dil sis kabâbe

81- لب عقيق، دندان صدف، چانه عناب است

چشم زاغ ابرو كماني، دل براي آن كباب

 

Sirma vatiyat makas manisin dame tu

Jaqelân seir ti konan jar saretey bu

82- سرمه در چشمهايت مكش، جلو اطاق منشين

جوانان نگاهت ميكنند و بر سر تو جنگ ميشود

 

Gorbune xodât beram yârtiye gerde

Me seyle to ikonam to seyle rige

83- قربان خدايت بروم، يار چشم گرد

من نگاهم بتو است، تو نگاهت بر زمين است

 

Isafar ke iravom safare simirom

Vargastan bus ti konom qeyraz bemirom

84- اينبار كه ميروم بسفر سيميرم

برگشتن ترا مي بوسم، مگر اينكه بميرم

 

Yetâr va pahlalat beyxom nabordom

Sidoxtruze dafenom harjâ ki mordom

85- يكتار از مويت نبردم

براي دوختن كفنم، در هر كجا كه مردم

 

Gole sorxe galandari Bali sâyej vande

Varkanin bande bohun gole paxsa xarde

86- گل سرخ قلندري، بلوط سايه انداخته

باز كن بند سياه چادر را گل را پشه ميخورد

 

Mâlali Bârikonen dilom rati va bâsum

Tiyalom zârikonen sare vor bejâsun

87- كوچ ها بار كردند دلم در پي آنهاست

چشمهاي گريانم نگاه به منزلگاه قبلي ميكند

 

Bâle neycit xom begirom xom bevandom heljata

Celcerâqun dus bigirom xom biyârom zinata

88- گوشه ‹‹ چيخ›› را خودم بگيرم، خودم به بندم حجله ترا

چلچراغ دست بگيرم، خودم بيآورم زن ترا

 

Sare kal seyrizanom tâ galey gol vadune

Tastakes miletalâ sar geres katune

89- روي كوه نگاه ميكنم گله هاي يارم را مي بينم

تشتي كه شير در آن ميدوشد، طلاست و روپوشش از كتان

 

Daskerdom men karadun kara darârom

Ye mâri dasme zede pici yayârom

90- دست كردم ميان كره دان كه كره در آورم

ماري دستم را نيش زده، از درد بخود مي پيچم

 

Sâyeye seciz xase, raz, bi. gerdu

Sobate dovarxase menhaljeyenu

91- ساية سه چيز خوش است، مو، بيد و گردو

صحبت كردن با دختر خوش است در ميان حجله نو

 

Zirekuftom zirebextom xakezire vam nesast

Moraxaskon kâkâjuni ruz va bâl koh nesast

92- زيره كوبيدم، زيره الك كردم، خاك زيره بر سرم نشست

مرخص كن برادر جانم، آفتاب در بالاي كوه نشست

{bmc 181-76-1.bmp}

‹‹پاورقي ها››

1-     مقاله مربوط به زمستان سال 2534 ميباشد. لازم به تذكر است كه اين منطقه اخيراگ از فرمانداريكل ‹‹ كهكيلويه و بويراحمد›› به استان تبديل شده است.

2-     سي سخت در مشرق بوير احمد سفلي واقع شده و از شمال به كوه ‹‹ دنا›› و از مغرب به ‹‹ بن رود›› و از جنوب به رودخانه ‹‹ بشار›› منتهي است. كوه و تپه هاي مشرق سي سخت مرز بويراحمد عليا را با ‹‹ سي سخت›› مشخص ميكند، و بواسطه ي واقع شدن در دامنه ي كوههاي ‹‹ دنا›› از مناطق سردسيري محسوب ميشود.

3-     اين آقايان اهل محل و در همان محل نيز تدريس ميكنند. بنابر اين هم در اصالت ترانه ها و هم به ترجمه يي كه با كمك آنها صورت گرفته است ميتوان اطمينان داشت.

4-     دعوت = عروسي را به گويش محلي دعوت ميگويند.

5-     افسار = درگذشته رسم بر اين بود دختران هنگامي كه گوساله ها را بچرا ميبردند، به محض دور شدن از محل، افسار آنرا به دور كمر مي بستند، كه شاعر كمر را به ‹‹ ناف›› : و پسر را به ‹‹ افسار›› تشبيه نموده است.

6-     دال = لاشخور.

7-     تنگ پيرزاد = دره ايست صعب العبور در نزديكي دهدشت كهكيلويه.

8-     مشمول شاهي = مشمول خدمت سربازي هستي

9-     القچي = كوهي است در نزديكي دهدشت.

10- سرچنار = محل ييلاقي است در بوير احمد سفلي.

11- ‹‹ ساورد›› = كوهي است در نزديكي ‹‹ ديلگون›› در بوير احمد سفلي.

12- ‹‹ كوهگل›› = محلي است در سي سخت

13- ‹‹ پيلي›› = محلي است در نزديكي دهدشت كهكيلويه

14- سرحد، محلي سردسير است در بوير احمد

15- مير شكار = دربعضي مناطق اهل محل، اعم از آنكه دامدار باشند يا زراعت كار، براي رفع شر حيوانات وحشي مزاحم با قرار و قاعده هايي يك شكارچي اجير ميكنند. گاهي شكارچي بعلت بزرگ بودن منطقه و وجود حيوانات وحشي زياد ، چند شكارچي ديگر را بمثابه دستيار انتخاب ميكند و خود ‹‹ ميرشكار›› ميشود و سرتاسر منطقه را از اين جهت مصون نگه ميدارد.

16 و 17 و 18- تنگ چويل، گويا يكي از خانهاي بوير احمد شاعر بوده و خود را به پازن محل ‹‹ تنگ چويل›› كه در نزديكي مطقه ‹‹ بهمئي›› است وهمسرش را به بزكوهي محل ‹‹ ديل واسپر›› در ‹‹ آرو›› كهكيلويه تشبيه كرده كه در زير بيدهاي ‹‹ مارگون›› در بوير احمد سفلي كه محل نشيمن خان بود از او باردار ميشود.

19- بنستان = روستايي است در بوير احمد سفلي

20- بازيار = دروگر.

21- شاهين = يكي از خانهاي بوير احمد خود را به شاهين ‹‹ لير›› و همسرش را به كبك ممسني تشبيه كرده كه در زير بيدهاي ‹‹ مارگون›› با هم ميخوابند.

22- لير = محلي است در نزديكي ‹‹ سادات›› بوير احمد

23- برنو بلند = منظور شاعر: در مورد قد باريك بودن كه به ‹‹ برنوي بلند›› تشبيه كرده اينست كه ارزش يك زن جوان قد باريك با برنو برابر است و نيز پيرمرد را جوان ميكند.

24- بيژن= گردنه ايست پر برف و صعب العبور، مخصوصا" در زمستان، اين گردنه در نزديكيهاي ‹‹ سي سخت›› قرار گرفته است.

25- چشمه پي ي ني (Peyeni) = ‹‹ چشمه پونه›› در نزديكي كوهگل ‹‹ سي سخت›› قرار دارد.

26- چويل = گياهي است خوشبو كه در كوه كنار برف بهراي ميرويد.

27- سيد محمد ، امامزاده ايست در روستاي ‹‹ خفر Xafr›› از ناحيه سيميرم.

28- بي بي حكيمه، امامزاده ايست در نزديكي دو گنبدان. منظور شاعر از توسل به دو امامزاده آنست كه ميخواهد بوصال دختراني كه براي گردآوري هيزم ميروند برسد. نخست به سيد محمد و بعد به ‹‹ بي حكيمه›› (بي بي حكيمه) متوسل ميشود.

29- تنگ شير = محلي است گرمسيري در نزديكي ‹‹ دو گنبدان››.

30- مورو صفا = محلي است در ‹‹ دشتروم›› بوير احمد عليا

31- چيغ Cix = ني باريك است و زنان عشاير لر، آنرا بوسيله دستگاهي از سنگ و موي بز بافته و براي پيشگيري از گرد و خاك و آفتاب به اطراف سياه چادر مي بندند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/08ساعت 9:23 توسط موسی غندی |